Archive for the ‘روزنوشت’ Category

تنها نوازنده سرناي گلي درگذشت

پنجشنبه, مرداد ۲۱م, ۱۳۸۹

خبرگزاري فارس: «احمد سلطاني بناوندي» تنها نوازنده سرناي گلي به علت ايست قلبي دارفاني را وداع گفت.

به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، «احمد سلطاني بناوندي» كه در روستاي سبلوييه زرند كرمان زندگي مي‌كرد، ديروز در سن ۸۰ سالگي بر اثر ايست قلبي درگذشت.
«فواد توحيدي» پژوهشگر موسيقي نواحي كرمان در گفت‌وگو با خبرنگار موسيقي فارس گفت: سلطاني تنها نوازنده سرنا گلي در دنيا بود. وي يكي از ميراث داران فرهنگ موسيقي نواحي استان كرمان به شمار مي‌رفت كه تسلط بسيار زيادي روي مقام‌هاي موسيقي نواحي منطقه خود داشت.
اين پژوهشگر با اشاره به ساختار سرناي گلي گفت: اين ساز كه داراي ۵ سوراخ است از جنس گل رس و پيك اين ساز از جنس تركه درخت بيد يا شونگ است كه در نوع خود منحصر به فرد است.همچنين ساز همراهي كننده سرناي گلي دايره است.
توحيدي در خصوص صدا دهي اين ساز نسبت به سرناي چوبي، اظهار داشت: اين دو از نظر نوع صدا كاملا متفاوت با هم هستند به طوري كه صدادهي و وسعت صداي سرناي گلي از چوبي كمتر و فاقد سوراخ پشت (پس كت) است. پيك اين ساز هم براي جلوگيري از خشك شدن تا قبل از نوازندگي در آب نگهداري مي‌شود.
وي با بيان اينكه با فوت سلطاني سرناي گلي منسوخ شد، گفت: متأسفانه ما به غير از ايشان هيچ نوازنده ديگري براي اين ساز در منطقه نداريم بر اين اساس با فوت ايشان، اين ساز نيز منسوخ شد.
توحيدي در خاتمه خاطرنشان كرد: باعث تأسف است كه ما در زمان زنده بودن اين هنرمندان به فكرشان نيستم و هيچ توجهي به آنها نداريم. به عقيده من با رفتن يكي از اين هنرمندان نواحي، بخشي از فرهنگ شفاهي موسيقي از بين مي‌رود و اين در حالي است كه ما هيچ قدمي در راه احياي موسيقي نواحي ايران برداشته نمي‌شود.
انتهاي پيام/پ۱۷

ترنم شعر و ساز

دوشنبه, تیر ۱۴م, ۱۳۸۹

 بازخواني پيام ما از پرونده سومين شب شعر و ساز كرمان :

ترنم شعر و ساز

مهسا حقانيت
كيست ارفع ؟ دود اسپند شب آدينه اي
بوي الحمدي به سرداب مزاري گمشده (۱)
سومين شب شعر و ساز كرمان با آيين تجلیل روان شاد سيد محمود توحيدي (ارفع كرماني) همراه بود. مراسمي كه با حضور بيش از يك هزار و پانصد نفر از ارادتمندان به ارفع و دوستداران شعر و موسيقي در خانه شهر كرمان برگزار شد.
اما ارفع كيست كه به احترام او هر ساله هزاران نفر از كرمان و حتي ديگر نقاط ايران براي بزرگداشت سالروز وصالش با حضرت حق گرد هم مي آيند. آنچه كه شاعر غزل سراي معاصر ايران را عزيز دل ها كرده است تنها شعرهاي كم نظيرش كه در مجموعه “ياس ها و داس ها” گردآوري شده، نيست. ارفع كرماني، مردي بود كه با سير و سلوك، پرده هاي مجازي را از بین برد. توحيدي، شامگاهان بسياري را به دل كوه هاي مسجد صاحب الزمان (عج) كرمان مي زد و با معبود خويش به راز ونياز مي پرداخت. می توان گفت، عرفان و عشق پاك اين مرد وادي شعر و عرفان است كه مردم را جذب خود مي كند. از سيد محمود توحيدي سخن گفتن سخت است، اما به راستي كه او چه زيبا و شيرين گفته كه :
من رفيعم،‌ ارفعم، نامنتهاي يك خيالم
خانه آيينه ام، تصوير بودي بيكرانم (۲)

برگ اول :
به روز واقعه رقصان رسم به منزل دوست
اگر طنين دف آيد ز كوي و برزن دوست(۳)

پرده ي قرمز سِن تالار خانه شهر كنار مي رود. هشتاد هنرمند گروه دف نوازان ارفع كرماني در جلوي بنري كه عكسي از زنده ياد توحيدي و تك بيتي از او با مضمون : همه گفتند: مرو،‌ دل نشيند و زد رفت
شايد آنجا خبري هست كه ما بي خبريم (۴) نقش بسته است،‌ نشسته اند. سيد وداد توحيدي، آخرين فرزند ارفع نيز به روي سن مي آيد. با حركت دست وداد، دف ها به رقص مي آيند و حلقه هاي دف فرياد سر مي دهند. دف ها كه نفس* مي زنند، هلهله ها كه آغاز مي شود و تك خوان گروه صدا را رها مي كند،‌ دل ها مي لرزد و مي آشوبد…
علي رضا معيني، مجري برنامه هاي مطرح فرهنگي و هنري كشور، اجراي سومين شب شعر شعر و ساز كرمان را برعهده دارد. وي با اطلاعات جامع و روشني كه از سيدمحمود توحيدي و ديگر شاعران كرماني و همچنين گروه موسيقي ارفع كرماني دارد، به زيبايي اين برنامه را اداره مي كند. وي در ميان برنامه ها قطعاتي از اشعار ارفع را مي خواند.
معيني،‌ از عباس سالاري رييس حوزه هنري استان كرمان كه حامي اصلي اين برنامه است دعوت مي كند تا سخناني را ايراد كند.
سالاري ابتدا از همه افرادي كه وي و نهاد تحت مديريت او را حمايت مي كنند و به ويژه اصحاب رسانه قدرداني کرد.
رئيس حوزه هنري استان كرمان ارفع كرماني را شاعری برجسته خواند.
عباس سالاري با اشاره به رويكرد فرهنگي دولت در سومين دور سفرهاي استاني اظهار داشت: اين رويكرد فرهنگي دولت سبب مي‌شود كه بستر پرداختن بيشتر و گسترده‌تر به كارها و مسائل فرهنگي فراهم شود.
وي تصريح كرد: مردم زماني احساس واقعي خود را از هنر درك مي‌كنند كه حق انتخاب در اجراي برنامه‌ها داشته باشند كه اين حق انتخاب با رويكرد فرهنگي سفرهاي دولت محقق مي شود.

حميد نيك نفس نخستين شعر شب شعر و ساز با نام “باغ سنگی” را مي خواند:
آیینه دلم را در دست و داغِ سنگی
یادش به خیر باشد دیدارِ باغ سنگی
در چشم آسمانی گاهی عنایتی کن
شب را چه چاره سازم با این چراغ سنگی
خشکیده ایم و تنها، انگار می نشیند
بر شانه های زردم، گاهی کلاغ سنگی
می گفت: عاشقم من، اما دروغ می گفت
پینوکیوست شاید با این دماغ سنگی
یک روز خوب شاید درویش خان بگیرد
در رقص با عصایش از ما سراغِ سنگی
با چشم های سنگی دیدیم و بغض کردیم
یادش به خیر باشد دیدار باغ سنگی

علي ميرافضلي نيز سروده اي از كتاب “تمام ناتمامي ها”يش را خوانش مي كند:

امسال عجب پير شدي پير، دماوند
يالي بتكان، سلسله برگير دماوند
آيا دلت آزرده نشد زين همه بي ربط
يا خسته ازين لعنت و تحقير، دماوند؟
جز ياوه درين شهرِ سيَه‌روي چه ديدي؟
جز ياوه درين شهرِ سرازير، دماوند؟
بس دانه بپاشيدي و اين مورچگان را
يك‌ جو شكمِ هرزه نشد سير، دماوند
افسوس نمي‌آيد و اي كاش مي‌آمد
در شيوة رفتار تو تغيير، دماوند !
تا چند فرو خُفتنت اين‌سان به تجاهل؟
تا چندت پا بسته به زنجير، دماوند ؟
سيمرغِ تو كو؟ تا پَرِ تدبير بسايد
بر روحِ من، اين زخميِ تقدير، دماوند!
دجّال، خرِ خويش سوارست و سبب چيست
مُنجيِّ مرا اين همه تأخير؟ دماوند
ضحّاك، دمار از نَفَس خلق بر آورد
خواب است فريدونِ جهانگير، دماوند
از طَرْفِ كلاهت بفرست ابرِ بلندي
بگذار برين منظره تأثير، دماوند
هر چند كه بارانِ اسيدست، فرو ريز
دلگـيرم دلگـيرم دلگـير، دماوند!

برگ دوم :
مي رسدم ز هر طرف، بانگ رباب و چنگ و دف
يار ز راه مي رسد دمدمه ي نياز شد(۵)

تنبورنوازان گروه ارفع كرماني با همراهي سه نوازنده دف، تنبك و كوزك بخش دوم شب شعر و ساز را آغاز مي كنند. اين اجرا با همخواني هنرمندان گروه هم آوایی و تك خواني حمید رضا عبدلی نسب همراه است كه مصرع هايي از يك غزل شادروان توحيدي را خوانش مي كنند:
اول قدم در راه او من را شكستم
در يك نبرد تن به تن، تن را شكستم
مي خوانمش وقت دعا با ذكر يا دوست
اوراد و اذكار ملون را شكستم (۶)

قطعه مرغ وحشی دومين اجرايي است كه تنبورنوازان دارند و شعر حامد حسينخاني پايان بخش اين قسمت است.
برگ سوم :
كو بانگ چنگ و ناي و دف؟ آن دست بشكند
كز بزم عشق، شور و نوا را گرفته است(۷)

گروه آوای ارفع كرماني با شعري از پير وادي عشق و عرفان، حضرت مولانا سومين برگ شب شعر و ساز را ورق مي زنند.
مجتبي احمدي شعري را مي خواند و سپس منصور عليمرادي، شاعري با لهجه گرم جنوبي و صدايي كه فقط منصور دارد،‌ شعرش را زمزمه مي كند.
برگ آخر :
دف و ني، غلغل مي، غمزه ي ساقي،‌ دم پير
زاهد انصاف بده، جلسه نشستن دارد(۸)
با زخمه هاي سيد فواد بر دل تار و كوبه هاي سيد وداد بر جان دف و آواز دلنشين استاد عطاا… مشرف زاده بخش پاياني سومين شب شعر و ساز كرمان و آيين گراميداشت دهمين سالگرد سيد محمود توحيدي آغاز مي شود. اين قسمت كه توسط گروه موسيقي عرفاني ارفع كرماني اجرا مي شود هنرمندان، سازهاي زره اي و كوبه اي چون تار، عود، سه تار،‌ دف، تنبك و ضرب را مي نوازند و گروه كُر نيز آنها را همراهي مي كند،‌ گروه ارفع كرماني يكي از سروده هاي سيد فواد توحيدي را اجرا مي كنند:

شب شد و پلک می خزد به روی روزن نگاه
نشسته در دو گوش من، صدای پای شامگاه
بیا کجا نشسته ای؟ نشان بده تو راه را
که من دوباره گم شدم در این مسیر راه راه
و بر اساس رسم ديرينه گروه ارفع كرماني همه نوازندگان دف به دست مي گيرند و با فرياد دف و هلهله مراسم پايان مي يابد…
وقتي كه بسته شد در ميخانه ي مراد
مردان حق به ياد در ِ دوست دف زدند (۹)

* نَفَس : زماني كه نوازنده، دف خود را از سمت پايين به بالا حركت مي دهد و اين حركت با صداي حلقه هاي ساز همراه است به اين تكنيك در دف نوازي، نفس گفته مي شود.

۱-۲-۳-۴-۵-۶-۷-۸-۹: ياس ها و داس ها - سيد محمود توحيدي

عليرضا معيني در گفتگو با پيام ما:
كرماني ها، فرهنگي ترين مردم ايران هستند

مجری صاحب سبک صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران گفت: حضور این تعداد تماشاگر در برنامه شب شعر و ساز برای من بسیار عجیب بود و این امر ثابت می کند که کرمانی ها فرهنگی ترین مردم ایران هستند.
علیرضا معینی که اجرای برنامه سومین شب شعر و ساز کرمان را بر عهده داشت با بیان اینکه چهره و شعر ارفع در ايران و جهان مطرح است، اظهار داشت: شعر توحیدی، با قالب کهن اما حرف ها و کلمات امروزی تر به شعر نو پهلو می زند.
وی به حضور خود در بسیاری از برنامه فرهنگی و هنری در کشور اشاره کرد و افزود: تاکنون چنين برنامه اي را با این کیفیت نديده بودم.
معینی بر اطلاع رسانی و تبلیغات گسترده در زمینه ی معرفی شاعران برجسته استان کرمان و گروه موسیقی ارفع کرمانی در سطح کشور و جهان تاکید کرد.

سعيد يوسف نيا در گفتگو با پيام ما:
شعر ارفع كرماني از برجسته ترين و روشن ترين سروده هاي امروز است
مدير گروه فرهنگ و ادب شبكه راديويي فرهنگ گفت: شعر سید محمود توحیدی از برجسته ترين و روشن ترين شعرهاي امروز است كه ريشه در فرهنگ و معرفت ديرين ايران زمين دارد.
سعید یوسف نیا بر بررسی عميق و جدي اشعار ارفع کرمانی تاکید کرد و افزود: این شاعر از ارزشمندترین سرمايه‌هاي شعر كشور است.
وی با اشاره به عمر کوتاه سید محمود توحیدی تصریح کرد: كيفيت و ارض زندگي مهم است نه كميت و طول آن و ارفع كرماني از كيفيت زندگي بالايي برخوردار بود و این شاعر و حكيم، ژرف و عميق زندگي كرد.
این محقق و شاعر شب شعر و ساز کرمان را يكي از خاطره انگيز ترين شب هاي زندگي خود دانست و افزود: در این شب من با گروه موسیقی کاملا حرفه اي و شاعران مقتدر کرمانی روبرو شدم.
یوسف نیا عنوان کرد: بدون ترديد گروه موسیقی ارفع کرمانی، گروهی جهاني است و مطمئنم اين اجرا در هركجاي جهان صورت گيرد با استقبال مردم روبرو می شود.

پژواک ششم

پنجشنبه, خرداد ۲۷م, ۱۳۸۹

 آموزشگاه موسیقی ارفع با همکاری انجمن موسیقی برگزار می کند:
کنسرت پژوهشی ساز قانون،
اجرای دو نوازی قانون و سازهای کوبه ای،
توسط فریده رضایی و سید فواد توحیدی.
زمان:
جمعه ۲۸ خرداد ۸۹ ساعت ۸ شب.
مکان:
هنرستان هنرهای زیبا ابتدای بلوار ۲۲ بهمن.
ورود برای کلیه ی علاقمندان آزاد است.

گروه ارفع کرمانی

پنجشنبه, خرداد ۲۷م, ۱۳۸۹

سومين شب شعر و ساز در کرمان برگزار شد

دوشنبه, خرداد ۲۴م, ۱۳۸۹

سومين شب شعر و ساز شامگاه پنجشنبه با ياد شاعر زنده‌ياد سيدمحمود توحيدي (ارفع کرماني) در خانه شهر کرمان برگزار شد.

به گزارش ايرنا، در اين آيين سعيد يوسف‌زاده و مرتضي اميري اسفندقه از تهران و سيد علي ميرافضلي، حميد نيک‌نفس، منصور عليمرادي، حامد حسين‌خاني، مجتبي احمدي تازه‌ترين اشعار خود را قرائت کردند.
همچنين اجراي موسيقي توسط گروه ارفع کرماني، در ۴ بخش دف‌نوازان، تنبور نوازان، آواز ارفع و موسيقي عرفاني از ديگر برنامه‌هاي ،شب شعر و ساز بود که با استقبال بي نظير مردم شهر کرمان روبرو شد.
سعيد يوسف نيا از شاعران برجسته تهراني در حاشيه اين آيين به خبرنگار ايرنا گفت: اين شب شعر و آواز با حضور گروه موسيقي کاملا حرفه اي و مهارت بالا و شاعران بسيار خوب و مقتدر برگزار شد.
وي انبوه شرکت کنندگان در اين شب شعر و ساز را نشان دهنده فضاي فرهنگي استان کرمان دانست.
يوسف نيا در مورد ارفع کرماني گفت: ارفع چون شاعر و حکيم بود خيلي عميق و ژرف زندگي کرد و شعر او مي تواند يکي از برجسته ترين و روشن ترين شعرهاي امروز باشد که ريشه در فرهنگ، معرفت و حکمت ئيرينه ايران زمين دارد.
سيد محمود توحيدي (ارفـــع) در فــــــروردين ماه ۱۳۲۲در کوچه هاي ســــاده و صميمي شهر کرمان پا به عرصه وجود نهاد که بحث انتقادي راجع به تشبيهات ليلي و مجنون نظامي و جامي( با راهنمايـــي دکتر حميد زرين کوب)، در شهر قصه هيچ عجيبي عجيب نيست و مجموعه شعر داس ها و ياس ها از آثار اين شاعر کرماني است.
سيد محمود توحيدي در دي ماه سال ‎ ۱۳۷۹بر اثر بيماري دار فاني را وداع گفت و آرامگاه اين شاعر در قطعه بهارستان هنرمندان در جوار مسجد و کوه صاحب الزمان کرمان واقع شده است.

بزرگداشت ارفع کرمانی

جمعه, خرداد ۱۴م, ۱۳۸۹

شب شعر و ساز
بزرگداشت سید محمود توحیدی(ارفع کرمانی)

با حضور شعرای برجسته ی کشور و اجرای موسیقی عرفانی ایران توسط گروه موسیقی ارفع کرمانی
درخانه ی شهرکرمان، ساعت ۸ شب پنجشنبه ۲۰خرداد برگزار می گردد.

ورود برای کلیه ی علاقمندان آزاد می باشد.

«شب شعر و ساز» در کرمان برگزار می شود

جمعه, خرداد ۱۴م, ۱۳۸۹

یا هنرنمایی گروه موسيقي «ارفع کرماني»:
«شب شعر و ساز» در کرمان برگزار می شود

برنامه‌ي «شب شعر و ساز» با ياد شاعر زنده‌ياد «سيد محمود توحيدي» (ارفع کرمانی) در کرمان برگزار خواهد شد.

به گزارش کرنا، در اين برنامه، شاعران برجسته‌اي از تهران و کرمان به شعر خواني خواهند پرداخت. اجراي گروه موسيقي «ارفع کرماني» نيز از ديگر بخش‌هاي اين برنامه است.
برنامه‌ي «شب شعر و ساز» به همت واحد آفرينش‌هاي ادبي حوزه‏ی هنري کرمان، پنج‌شنبه ۲۰ خردادماه از ساعت هشت شب در تالار خانه‌ي شهر کرمان برگزار خواهد شد. علاقه‌مندان مي‌توانند براي کسب اطلاعات بيش‌تر با شماره تلفن: ۲۲۶۲۶۷۰ تماس بگيرند.

اسیر شایدها

دوشنبه, خرداد ۳م, ۱۳۸۹

عبور می کنم از وهم جاودانه ی خود
و پیر می شوم امروز در جوانه ی خود

تمام عمر اسیرم، اسیر شایدها
و غرق در دل دریای بی کرانه ی خود

امید رویش فریاد در گلویی نیست
فضای حنجره خالی شد از ترانه ی خود

میان موج مشیت همیشه در چرخم
گرفته قایق تنهایی ام بهانه ی خود

ببین که از من تنها، فقط تنی مانده
تمام روح مرا برده ای به خانه ی خود

ببین که فال تو در انتهای فنجان است
و ماجرای تو را برده تا دهانه ی خود

اگرچه راه غریب است و بار سنگین است
خیال خوب تو را می کشم به شانه ی خود

بذار دور شود از نگاه تشنه ی ما
پرنده ای که غریب است توی لانه ی خود

فواد توحیدی

“ترنم كوير” با موضوع جستاري در موسيقي نواحي استان كرمان منتشر شد.

دوشنبه, فروردین ۲۳م, ۱۳۸۹

به گزارش پايگاه اطلاع رساني حوزه هنري كرمان ترنم كوير در يك برنامه مولتي مديا شامل انواع موسيقي در استان كرمان، طبقه بندي سازها، آثاري از موسيقي نواحي كرمان و با يادداشتي از محمدرضا درويشي منتشر شد.در بخشي از يادداشت محمدرضا درويشي آمده است موسيقي استان كرمان در مقايسه با استان هاي ديگر نه تنها كم نظير، بلكه بي نظير است. هم از نظر محتوا، هم فرم و هم حجم منابع. در جلد دوم دايره المعارف سازهاي ايراني اگر ده ساز منحصر به فرد در ايران معرفي شده، از اين ده ساز، شش ساز متعلق به استان كرمان است.موسيقي استان كرمان يكي از منابع مهم و فرهنگ و ميراث شفاهي استان كرمان است.ترنم كوير تلاش جمعي است از سيد فواد توحيدي (پژوهشگر طرح)، شهرزاد پورصفر (گرافيست)، ساحل علايي (طراح نرم افزار) با همكاري ويدا حسين خاني و عباس سالاري (تهيه كننده).ترنم كوير در واحد موسيقي حوزه هنري كرمان توليد شده است.

مدیحه و مرثیه ای برای موسیقی نواحی

یکشنبه, فروردین ۱م, ۱۳۸۹

گفت و گو با فواد توحیدی
مجتبی احمدی
mimmimalefjim@yahoo.com
اشاره: سید فوادالدین توحیدی فرزند زنده یاد سید محمود توحیدی (ارفع) برای اهالی فرهنگ و هنر استان و دوستداران موسیقی چهره ای آشناست.
با فواد به گفتگویی صمیمانه نشستیم. از موسیقی نواحی استان کرمان و دبیرخانه و جشنواره اش شنیدیم. خبر شدیم که سه کتاب در دست تالیف دارد: دایره المعارفی برای موسیقی نواحی استان (که درباره ی آن بیشتر خواهید خواند)، قطعاتی برای تنبور که فصل اولش آموزش مقدماتی این ساز است و فصل های بعدی قطعات را در بر گرفته است و کتاب دوره ی عالی دف نوازی که ادامه ی کتاب «شیوه ی دف نوازی» برادرش عماد، پرفروش ترین کتاب موسیقی کشور است. او خبر داد که یک لوح فشرده هم که حاوی خلاصه ای از موسیقی نواحی کرمان در قالب مالتی مدیاست، در آستانه ی سال نو منتشر می شود. ماجرای موزه ی ساز کرمان هم از موضوعاتی بود که می شد با فواد به آن پرداخت. اما ماند برای وقتی دیگر و گفت و گویی دیگر.
اگرچه گفت و گوی نوروزی ما با ابراز افسوس و دلخوری ها و گله ها همراه بود، اما خالی از امیواری هم نبود.
 

اهالی فرهنگ و هنر استان همچنان به خاطر تعطیلی دبیر خانه ی موسیقی نواحی کشور افسوس می خورند. از راه اندازی و تعطیلی آن بگویید.
فکر می کنم سال ۷۹ یا ۸۰ بود که آقای مرادخانی، رئیس وقت انجمن موسیقی کشور به کرمان آمد و در چند جلسه با حضور مسئولان اداره ی ارشاد و تعدادی از اهالی موسیقی، وضعیت این رشته ی هنری را در کرمان بررسی کرد. باگروه ها آشنا شد، در  جریان اجراها قرار گرفت، از موزه ی سازکه تازه افتتاح شده بود بازدید کرد و دید موسیقی در استان کرمان چقدر پویاست. آن موقع انجمن موسیقی کرمان هم خیلی پویاتر از الآن بود، درآمد داشت، به آن رسیدگی می شد و مثل امروز نبود که هزینه هایش را خودش باید در بیاورد. آقای مرادخانی پیش از بازگشت به تهران گفت فکری برای کرمان می کند و یک ماه نگذشته بود که تماس گرفت و خبر داد می خواهند جشنواره ی موسیقی نواحی کشور را برگزار کنند، آیا کرمان حاضر است مسئولیت دبیرخانه ی این جشنواره رابر عهده بگیرد؟ و آقای جعفری، مدیر کل ارشاد هم بلافاصله قبول کرد. خلاصه، این جشنواره در کرمان پایه گذاری شد و من هم به عنوان مسئول دبیرخانه انتخاب شدم و کار را شروع کردیم.
وضعیت سال به سال بهتر می شد، اما جالب این بود که حضور خود کرمان خیلی کمرنگ بود. نهایتاً دو سه نوازنده یا یک گروه از منطقه ی سیرجان یا بم می آمد و هر چند این روند هر سال رو به گسترش بود اما آن حضوری که باید، نبود. همین جشنواره و حضور نه چندان پررنگ کرمانی ها باعث شد که من از خودم بپرسم: چرا در کرمان ما چندان خبری از موسیقی نواحی نیست؟ چرا پژوهشگران موسیقی نواحی درباره ی موسیقی نواحی استان کرمان سکوت کرده اند؟ و این زمینه ساز یک کار پژوهشی گسترده شد. سفرهایم را شروع کردم، به چند منطقه از استان رفتم و تازه دیدم چه خبر است! ما چه گروه ها و چه نوازنده ها و چه سازهایی داریم و از آن ها بی خبریم.
آقای محمد رضا درویشی یکی از بزرگترین پژوهشگران موسیقی نواحی ایران است. او را به کرمان دعوت کردم و با هم به همان روستاها رفتیم. اول که گروه ها و نوازنده ها و ساز ها را دید چیزی به من نگفت. فقط ضبط می کرد و مصاحبه می گرفت. در راه برگشت گفت: باور نمی کردم موسیقی نواحی کرمان تا به این اندازه غنی باشد، و بعد سفارش کرد که حتماً این کار را ادامه بدهم، حتی اگر  قرار باشد خانه ام را بفروشم و در این راه خرج کنم…
 

ارشاد هم کمکی کرد؟
دوره ی آقای ملانوری بود. من سفرها را با چند نفر از هنرجوهایم پی گرفته بودم. او ماشین اداره ی ارشاد را در اختیار ما گذاشت و ۷، ۸ بار با همان ماشین سفرکردیم. وقتی هم که دید ماجرا بازخورد خوبی دارد و حضور کرمانی ها هر سال در جشنواره پررنگ تر می شود، برای دبیرخانه فضا و مکانی بسیار خوب ومناسب با بهترین لوازم و امکانات در نظر گرفت و این دبیرخانه، تنها پاتوق موسیقی نواحی در ایران شد. در ضمن آقای درویشی هم کارها رادرسطح کشور انعکاس داد و به جایی رسید که برای نخستین بار پای گروه های ما به جشنواره ی فجر باز شد.
 

چه سالی؟ چه گروه هایی؟
تقریباً هر سال در جشنواره حضور داشتیم؛ با گروه هایی از منوجان، فاریاب، جیرفت، شهداد، دران و.. بگذارید خاطره ای از ان سال ها بگویم. یک بار که با گروه منوجان و فاریاب به جشنواره ی موسیقی فجر رفته بودیم، هنگام ورود به تالار وحدت، یکی دو تا جوان تهرانی که اعضای گروه را با لباس های محلی و سازهای خاص و عجیب که کسی از آن ها سر در نمی آورد، دیدند، خندیدند و یکی از آن ها گفت: «این ها را می بینی؟ از پشت کوه آمده اند!» این حرف خیلی روی اعضا تأثیر بد گذاشت و وقتی به پشت صحنه رفتیم تا برای اجرا آماده شویم، همه گریه می کردند و می گفتند: نمی توانیم اجرا کنیم. من گفتم: ببینید ماه هم از پشت کوه می آید. شما با اجرایتان خودتان و ارزش کارتان را ثابت کنید.
اجرای گروه آغاز شد: با سازهای غریب و بدوی «چنگ قوطی» و «یروتی» که هیچ کس تا به آن روز ندیده بود، با نوع دهل های خاصی که مناطق منوجان و فاریاب دارد، با آن سرناهای بلند و بی نظیر، با صدای اعجاب انگیز آقای سلیمی و آقای جوهری که مقام های بی نظیری را بلدند، با نی زدن منحصر به فرد جوهری… اجرا که تمام شد، همه ی مردم ایستادند، و چندین دقیقه مداوم تشویق می کردند اتفاقی که برای هیچ گروهی در آن جشنواره نیفتاده بود. بعد هم خبرنگارانی که تا آن روز خبری از گروه ما نگرفته بودند بارها و بارها در آن مدت آمدند و رفتند. رادیو تهران هم برنامه ای ویژه با نام «پرسه» را به اجرای گروه کرمان اختصاص داد.
پس موسیقی نواحی استان کرمان داشت به خوبی شناسانده می شد و به جایگاه واقعی خودش می رسید..
بله، همه ی کارها داشت خوب پیش می رفت؛ کارهای تحقیقاتی، برگزاری جشنواره ها و برنامه ها، تا اینکه مدیریت ارشاد کرمان دستخوش تغییرات شد. در زمان مدیریت جدید این اداره، اولین کاری که کردند، به من گفتند: دبیرخانه تعطیل! نمی خواهیم! اگر خواستی می توانی کانون هنر را رها کنی و به عنوان کارشناس موسیقی به اداره بیایی و آدم اداری بشوی و بنشینی پشت میز!
 

دلیلی هم برای این تعطیلی داشتند؟
اصلاً مدیریت جدید، مخصوصاً در اوایل کار هیچ اعتقادی به موسیقی نداشت. نسبت به این هنر دید بدی داشتند، البته نمی شود گفت دید بد، اصلاً آشنا نبودند و فکر می کردند چیز بدی است!
البته از حق نباید گذشت که یک اتفاق خوب هم در آن زمان افتاد، گرچه آن هم با پی گیری های ما بود، نخستین جشنواره ی موسیقی نواحی استان کرمان برگزار شد.
 

مگر دبیرخانه تعطیل نشده بود؟
شده بود، آن جشنواره در پوشش انجمن موسیقی برگزار شد، هرچند که بیشتر کارها را ما انجام دادیم؛ تمام مهمان ها را دعوت کردیم، تمام نوازنده هارا، اصلاً کسی آن ها را نمی شناخت که بخواهد دعوت کند، استادان و پژوهشگران بزرگ کشور را دعوت کردیم، خبرنگارهای کشوری را… و یک جشنواره ی بسیار آبرومند برگزار شد. درویشی در اختتامیه گفت: کیفیت این جشنواره از جشنواره ی کشوری هم بالاتر بود.
 

چه سالی بود؟
اگر اشتباه نکنم سال ۸۵ این اتفاق خوب افتاد ولی متاسفانه ادامه پیدا نکرد، در صورتی که قرار بودهر سال برگزار شود. یکی از دلخوری هایی هم که من از همان اولین وآخرین جشنواره دارم این است که اگر چه زحمات اصلی بر دوش ما بود اما دوستان در مصاحبه هاشان حتی نامی هم از ما نبردند که البته خیلی هم مهم نبود. بدتر از آن، بدقولی شان در پرداخت هدیه به مهمانان تهرانی یعنی استادان، پژوهشگران و خبرنگاران، و جوایز و حق الزحمه های بچه های موسیقی کرمان بود؛ هدیه ی سکه ی مهمانان به قوتو وکلمپه تبدیل شد وجوایز و حق الزحمه ها به یک سوم و یک چهارم رسید.
اما درهر حال بازخورد آن جشنواره در کشور خیلی خوب بود، گرچه د.وباره یک حرکت مثبت پس از اولین قدم به آخر رسید. البته فعالیت های پژوهشی من در زمینه ی موسیقی نواحی در همه  ی این سال ها ادامه داشته و در این باره بیشتر توضیح خواهم داد.
باید باور کنیم که یک گنج بزرگ داریم و به خودمان بستگی دارد که بتوانیم آن را به خوبی ارائه بکنیم یا نه. متأسفانه روز به روز دارد از کیفیت این گنج کاسته می شود و دلیلش از دست دادن یکی پس از دیگری استادان موسیقی نواحی است. همین چند هفته پیش یکی از نوازندگان و استادانی که هم مقام دان بود وهم خواننده، را از دست دادیم و متأسفانه کسی هم جای خالی آن ها را پر نمی کند.
 

مگر موسیقی نواحی در استان ما به صورت شفاهی و سینه به سینه آموزش داده نمی شود؟
نه! امروز دیگر این گونه نیست. مسئله هم این است که الآن به کسی که فقط پشت کیبورد می ایستد و هنر چندانی هم به خرج نمی دهد مثلاً ۴۰ هزار تومان دستمزد می دهند و به یک گروه ساز و دهل که واقعاً هنرمندانه اجرا می کنند، ۱۰۰ هزار تومان!  طبیعی است که پسر آن نوازنده ی دهل می رود دنبال یادگیری کیبورد، و به همین راحتی موسیقی نواحی ما دارد از بین می رود. شاید من خیلی بدبین باشم اما فکر می کنم تا ۱۰، ۱۵ سال دیگراصلاً چیزی به اسم موسیقی نواحی نه تنها در استان کرمان که در کل کشور باقی نخواهد ماند، مگر اینکه برنامه ای برای حفظ واحیای آن داشته باشیم. من طرحی دارم که در صورت حمایت از سوی چند ارگان می توند به این موضوع کمک کند. تنها راه حفظ و احیای موسیقی نواحی این است که ما به جوانان و نوجوانان حقوق بدهیم تا بروند و موسیقی نواحی و مقام ها ونواختن سازها را یاد بگیرند. به استاد های این عرصه هم باید حقوق پرداخت کنیم تا آموزش بدهند، مگرنه فرصت از دست می رود. این اتفاق تا حدودی در منطقه ی منوجان افتاده و جوان ها وقتی دیده اند که کار جدی گرفته شده، معرفی شده يا، در قالب سی دی ارائه شده و جشنواره ها را دیده اند، ترغیب شده اند که یاد بگیرند.
اداره ی ارشاد هم اگر می خواهد کار اصولی انجام بدهد باید دوباره آن دبیرخانه را با همان شرایط راه اندازی کند و بگذارد این پاتوق در کشور به نام کرمان بماند تا آن جشنواره هم دوباره از سر گرفته شود. باید گروهی مامور شود تا با سفر به روستاها به توجیه پیران و جوانان بپردازد، حتی از طریق شوراهای شهر و روستا می توان روی این مسئله کار و تبلیغ کرد. باید به آن ها بگوییم که فرهنگ اصیل خودتان را حفظ کنید! جای گزین شدن کیبورد به جای سرنا و دهل که از قدیم با ما بوده، درست نیست. باید سیاست ها و نگاه ها عوض شود. حتی نگرش خود اهالی موسیقی نواحی در بعضی روستاها هم مشکل دارد؛ خیلی هاشان گمان می کنند کاری که انجام می دهند پسندیده نیست و حتی از چاپ شدن نامشان با این عنوان پرهیز دارند و می ترسند آبرویشان برود! من در کار پژوهشیم بارها با این مشکل روبرو شدم.
 

همان پژوعشی که گفتید درباره اش بیشتر توضیح می دهید…
بله، من نزدیک به ده سال در زمینه ی موسیقی نواحی استان کرمان تحقیق کردم و مشغول تدوین نتیجه ی پژوهش هایم در یک کتاب هستم. این کتاب که در حقیقت دایره المعارف موسیقی نواحی استان کرمان است، بسیار کار سنگینی است و فکر می کنم کتابی با هزار و پانصد، ششصد صفحه در قطع بزرگ خواهد شد، و این یعنی حجمی حتی بیشتر از دایره المعارف موسیقی نواحی ایران. جالب است بدانید در جلد اول آن دایره المعارف روی نقشه ی ایران که موسیقی نواحی مختلف کشور نشان داده شده، استان ما را سفید کشیده اند، یعنی کرمان موسیقی نواحی ندارد! و حتی استاد محمدرضا درویشی در مقدمه ای که بر کار پژوهشی من نوشته، گفته: من موسیقی نواحی استان کرمان را پیش از این مانند یک برهوت می دانستم و نوشته تا کنون چنین پژوهش دقیق و روش مندی برای موسیقی نواحی در هیچ کجای ایران انجام نشده است. البته او چنان که گفتم سال هل پیش از نزدیک با موسیقی نواحی استان کرمان آشنا شده بود و حالا اعتراف می کند که هیچ جای کشور به اندازه ی کرمان، موسیقی نواحی ندارد و نه تنها برهوت نیست بلکه به تنهایی به اندازه ی ۳، ۴ استان موسیقی خیز ایران، دارای موسیقی و ملودی و ساز است.
 

پژوهش تان را چگونه تدوین کرده اید؟
از شناسایی و بررسی انواع موسیقی در استان شروع کرده ام. موسیقی ما در استان گونه های زیادی دارد: موسیقی لالایی، موسیقی های کار (مخصوصاً قالی باف خانه)، موسیقی های شادیانه (که اقسام زیادی دارد)، موسیقی سوگ، موسیقی عرفانی و خانقاهی، موسیقی مذهبی، موسیقی زورخانه ای و… هر کدام هم به صورت جداگانه توضیح داده شده است. یک فصل را به سازشناسی اختصاص داده ام. این فصل خیلی مهم است، چون سازهایی در استان ما وجود دارد که بعضی هایش هیچ جای دنیا نیست.  نوع ساز شناسایی و معرفی شده است. از سازها، نوازنده های شاخص و مراسم روستاها هم عکس گرفته ام و با ذکر مشخصات در کتاب گنجانده شده است. در نهایت هم می رسیم به نتیجه گیری، اینکه استان کرمان چقدر در این زمینه از استان های دیگر پیش است و متاسفانه خودمان بی خبریم.
یادم هست چند سال پیش که با گروهی از منوجان و فاریاب برای حضور در جشنواره ی نعت خوانی به تهران رفته بودیم، بعد از اجرای گروه، پروفسور ژان دورینگ که مستشرق و موسیقی دان بزرگ فرانسه است، از من پرسید: آن نوازنده (یوسف سلیمی، هنرمند فاریابی) چه می خواند؟ گفتم: ما به آن می گوییم «مقام بالایی». گفت: اصل این مقام به زریاب که موسیقی دان بزرگ ایران در دوره ی عباسیان بوده بر می گردد. او به مراکش می رود و این مقام را با نام «نوبه خوانی» به مراکشی ها می آموزد و هنوز هم در آن جا به همین نام خوانده می شود. موسیقی شما خیلی بکر و دست نخورده است.
 

خواننده ها و نوازنده هایی که چنین مقام هایی را بلدند در کتاب شما معرفی شده اند؟
نه، من در کتاب چندان به اشخاص نپرداخته ام. خود آن ها هم اصراری نداشتند که نام شان برده شود. به دلیل همان نگرش اشتباهی که به آن اشاره کردم. باور بکنید چند وقت پیش که یکی از نوازنده ها فوت کرد و من عکس و خبر فوتش را به یک خبرگزاری دادم، فردا جماعتی از خانواده اش به اعتراض آمدند که تو آبروی او را بردی! کاری کردی که به او بگویند «مطرب»! متاسفانه خیلی جاها بینش مردم ما این جوری است.
 

چرا؟!
ببینید، وقتی هنوز تکلیف بزرگان ما با موسیقی روشن نیست؛ بعضی ها می گویند خوب است، بعضی ها می گویند بد است، وقتی این اختلاف ها در آن سطح هست، در سطح مردم هم طبیعی است! حتی گاهی هنرمندان موسیقی هم دچار بلاتکلیفی می شوند. خیلی عجیب است؛ ما در تلویزیون مان اسلحه را نشان می دهیم، چیز هایی مثل وافور را  نشان می دهیم، جنازه را نشان  می دهیم اما ساز را نشان نمی دهیم!
واقعاً اگر سیاست از آن بالا درست می شد، دور هم می نشستند و این مشکل ها را برای همیشه حل می کردند، نگرش در سطح جامعه هم درست می شد.
البته الآن نسبت به قبل بهتر شده و آگاهی مردم نسبت به موسیقی بالا رفته، مخصوصاً در استان کرمان که بیشتر از مردم استان های دیگر موسیقی را می شناسند و به آن علاقه دارند. مطمئناً برگزاری جشنواره ی موسیقی نواحی کشور در کرمان، تأثیر فراوانی بر این مسئله داشت. بعضی مسئولان استان هم که آدم های روشنی بودند در دوره های گذشته حمایت کردند و این هم خیلی موثر بود.
 

کتاب در چه مرحله ای است و برنامه ی شما برای چاپ آن چیست؟
فقط ۲،۳ سفر دیگر باید به مناطق جنوب استان مثل اسلام آباد، تاریک ماه و… بروم و تحقیقات آن مناطق را تکمیل کنم. امیدوارم کتاب در سال ۸۹ چاپ شود. خیلی جاها واقعاً دل شان می خواهد که این کتاب را چاپ کنند اما من ترجیح می دهم که این کار را به حوزه هنری استان کرمان و شخص آقای سالاری بسپارم. خیلی برایم مهم است. می دانید که من اهل تعریف و تمجید کردن نیستم، اما تا به امروز هر کاری داشته ام، هیچ گاه نشد آقای سالاری به من «نه» بگوید، و همیشه از من و کارهایم حمایت کرده است. آلبوم کویرانه هم با حمایت حوزه هنری تولید و منتشر می شود.
 

درباره ی «کویرانه ها» توضیح می دهید؟
مجمو عه ی کویرانه شامل موسیقی نواحی استان کرمان است. در قالب سی دی، من برای حدود ۱۵ آلبوم کویرانه برنامه ریزی کرده ام. استان های دیگر حداکثر می توانند ۲، ۳ سی دی در این زمینه ارائه کنند و این نشان از تنوع موسیقی در استان ما دارد. استقبال از سه «کویرانه»ای که منتشر شده بی نظیر بوده و الآن این آلبوم ها نایاب است.
 

از گروه ارفع کرمانی چه خبر؟
گروه ما از سال ۶۵ که شروع به کار کرده حتی یک هفته هم تمریناتش تعطیل نشده است. مداوم در حال آهنگ سازی، تمرین و آماده سازی گروه های چندگانه ی ارفع هستیم؛ دف نوازان، تنبور نوازان، سه تار نوازان، گروه سازهای مضرابی و گروه اصلی ارفع. در مجموع نزدیک به ۱۵۰ نفر در این گروه ها فعال هستند. ما در این سال ها چندین اجرای کنسرت در خارج از کشور داشته ایم، ترکیه، مالزی، امارات، سنگاپور، سوئیس، هند و به تازگی هم مدیری برای کنسرت در اروپا پیدا کرده ایم که قرار شده برای برگزاری یک تور اجرای کنسرت در کشورهای اروپایی طی ۵/۲ ماه، برنامه ریزی کند. ما اگر به دنبال سفر خارجی باشیم همیشه برایمان کار هست اما متأسفانه گروه اصلی ارفع نزدیک به هفت سال است که در داخل کشور و حتی در کرمان خودمان اجرا نداشته است. اگرچه گروه های دیگرمان اجراهایی داشته اند که بسیار هم با استقبال مردم روبرو شده است. و این شاید به خاطر علاقه ی مردم به خود زنده یاد ارفع کرمانی است و شاید هم به خاطر مردمی بودن گروه ماست. ما هیچ وقت کار سیاسی یا کار اداری نکرده ایم و همیشه از جان و دل مایه گذاشته ایم تا بهترین کار را ارائه دهیم.
در چند سال گذشته ما با دوستانی که در رأس کارند دچار مشکل بوده ایم. آن ها دید خیلی بدی نسبت به گروه موسیقی ما داشته اند و بارها ما را مورد بی مهری و کم لطفی قرار داده اند. یادم هست که به خاطر دعوت ما به سوئیس برای اجرا، به جای خوشحالی از حضور یک گروه موسیقی اصیل کرمانی، چقدر ما را اذیت کردند. هر وقت هم که می خواهیم اجرایی داشته باشیم، ده بار تماس می گیرند که چه می خواهید اجرا کنید؟ سی دی بیاورید! مشخصات اعضای گروه را بیاورید! در حالی که خیلی از گروه های پاپ به راحتی مجوز می گیرند و اجرا می کنند.
 

فکر می کنید در سال نو امکان اجرای کنسرت برای گروه ارفع فراهم شود؟
اگر واقعاً نگرش اداره ی ارشاد نسبت به گروه ما عوض شود و اوضاع فرق کند سعی می کنیم این امکان را فراهم کنیم. به تازگی دوستان پیغام داده اند که بیایید با هم صحبت کنیم تا دلخوری ها برطرف شود.
ما همچنان به اصلاح رویه ها امیدواریم.
 

ما هم همچنان امیدواریم.

منبع: هفته نامه ی کرمانشهر، ویژه نامه ی نوروز (۱ فروردین ۱۳۸۹)