Archive for بهمن, ۱۳۸۶

موزه ساز كرمان فيلم سازهاي موسيقي را منتشر مي‌كند

دوشنبه, بهمن ۲۹م, ۱۳۸۶

موزه ساز كرمان براي ترويج فرهنگ موسيقي در قالب فيلمي به معرفي سازهاي موجود در سازخانه «موزه ساز كرمان» مي‌پردازد.
اين فيلم كه به همت مسئولين و كارشناسان موزه تهيه مي‌شود به معرفي سازهاي موجود در موزه مي‌پردازد و به صورت آموزشي دوستداران موسيقي را با انواع مختلف سازها آشنا مي‌كند.

اين فيلم كه به دو زبان فارسي و انگليسي (براي توريست‌ها) در دسترس مخاطبان قرار خواهد گرفت، سعي در ترويج فرهنگ موسيقي دارد.

به گزارش فارس،موزه ساز كرمان از سال ۱۳۸۰ با نمايش مجموعه سازهاي خريداري شده از زنده ياد «ايرج گلسرخي» و همچنين سازها و ادوات ساز سازي اهدائي زنده ياد «حسين مسعود كرماني» آغاز به كار كرد.

همچنين با اضافه شدن مجموعه سازهاي نواحي «فواد توحيدي»در سال ۱۳۸۲و همچنين مجموعه دف و دايره مناطق مختلف ايران كه اهدائي «كيوان پهلوان» در سال ۱۳۸۴ است،برغناي محتوايي اين موزه افزوده شده است.

موزه ساز كرمان كامل‌ترين و بزرگترين موزه سازشناسي در ايران است و در حال حاضر اين سازخانه بيش از چهارصد ساز را در خود جاي داده است. سازهاي اين موزه به سه دسته سازهاي ملي ايران،سازهاي نواحي ايران و سازهاي ملي و نواحي تعدادي از كشورها تقسيم مي‌شوند كه در مجموعه سازهاي ملي،سازهايي چون تا،سه‌تار،بربت و …كه قدمت بعضي از آنها به سيصد سال قبل مي‌رسد به چشم مي‌خورد.

همچنين در اين مجموعه تار ساخت استاد يحيي،عود و سه‌تار ساخت استاد نريمان،سازهاي ساخت استاد مسعود كرماني،تار و كمانچه مربوط به دوران زنديه و تمبك خاتم ساخت اوائل دوران قاجاريه نيز وجود دارد.

مهم‌ترين بخش موزه مربوط به سازهاي نواحي ايران است كه «توحيدي» در طول سفرهاي پژوهشي‌اش به نواحي مختلف كرمان آنها را جمع‌آوري و در موزه به نمايش گذاشته است.

فيلم «موزه ساز كرمان» طي بازديد علاقمندان از اين موزه در اختيار علاقمندان قرار مي‌گيرد.

منبع :فارس

آیینه تمام نمای زندگی

یکشنبه, بهمن ۲۸م, ۱۳۸۶

“سید فواد توحیدی”

موسیقی نواحی به عنوان بخشی مهم از میراث شفاهی مناطق مختلف همواره مورد توجه و علاقه ویژه فرهنگ پژوهان و مردم شناسان بوده است .شاید دلیل اصلی توجه این است که موسیقی نواحی آیینه ای است تمام نما از زندگی مردم هر ناحیه به طوری که با قاطعیت می توان گفت با بررسی موسیقی هر منطقه به راحتی می توان با ساختار زندگی ، آداب ، ارزشها و سایر ویژگی های آن محیط آشنا شد . در میان استانهای کشور ،کرمان به عنوان پهناورترین استان ایران گنجینه ای گرانبها از موسیقی و سازهای نواحی است وسعت زیاد این استان و همجواری آن با استانهای هرمزگان ، فارس، یزد ، خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان و تاثیر پذیری و تاثیر گذاری موسیقی و فرهنگ این استان در تقابل با نواحی همجوار و همچنین وجود اقوام و ایلات مختلف که هر یک دارای آداب و رسوم مخصوص خود هستند باعث شده است تا تنوع فرهنگی و موسیقایی چشم گیر و حیرت انگیزی را در این استان شاهد باشیم .

با این همه در گذر زمان تعدادی از سازهای کرمان تقریبا از صفحه روزگار محو شده است و تنها به بازسازی و آشنایی دوباره آن پرداخته شده است . تعدادی نیز به خاطر عدم تمایل هنرمندان جوان به سازهای دستگاهی ایران بتدریج جایگاه اصلی خود را از دست می دهد .ادامه گزارش به معرفی سازهای نواحی کرمان اختصاص دارد :

سازهای کوبه ای

چوغ : سازی است سنگی که روی یک طرف آن را با پوست بز یا گوسفند می پوشانند. تا دو دهه قبل این ساز در بین گروهی از ساربانان و شتربانان رواج داشته است به این ترتیب که آن را با طناب روی شتری به نام شتر سرآهنگ ( راه بلد ) می بستند و ساربانان در هنگام بروز طوفان شن از آن به عنوان ساز راهنما استفاده می کرده اند.

چوغرو: در روستای «بیدخون مرغک» بم شناسایی شده و در هنگام رقص و پایکوبی نواخته می شده است . پوست چوغرو از جنس پوست بز و گوسفند بوده و دو زنگوله در دو طرف کمانه و تعدادی حلقه فلزی در چهارچوب چوبی آن آویزان است.

جاریگ : سازی است استوانه ای و کوچک که بر دو دهانه آن پوست می کشند و داخل آن مقداری سنگ ریزه ( ریگ ) می ریزند . نوازنده در حال اجرای ریتم بر روی یکی از پوستها ، جاریگ را در حالتی شوک دار پایین و بالا می کنند و از برخورد ریگها با پوست بالاو پایین صدایی ایجاد می شود. جنس بدنه در قدیم چوبی بوده است و در حال حاضر برای راحتی بیشتر از حلب ساخته می شود.

درک:نوعی ساز پوستی دو طرفه است که با تسمه به گردن نوازنده آویزان می شود و برعکس دهل ، پوستها موازی زمین قرار می گیرند و به جای چوب و ترکه با انگشتان دست نواخته می شود . معمولا بر بدنه این ساز زنگوله با نخی از جنس کنف آویزان است و نوازنده در مواقعی زنگوله را بر روی پوست بالایی می گذارد تا در هنگام نواختن و لرزش پوست ، صدای زنگ داری ایجاد شود . این ساز توسط گروهی ازکولیان سیرجان نواخته می شود و تا به حال نظیر آن در کشور دیده نشده است .

kyeso

نقاره: دو نوع نقاره در استان کرمان رایج است ، یکی نقاره های سفالی که در مناطقی مانند امیرآباد شول رایج است و دیگری نقاره های فلزی که در مناطقی مانند شهربابک و شهداد مورد استفاده است .

مراسم نقاره نوازی (نوبت نوازی ) که قبل از طلوع آفتاب و هنگام غروب اجرا می شده است هنوز هم در یکی از امازاده های شهداد به نام امزاده زید برگزار می شود. در اصطلاح محلی به این نقاره ها طبل امامزاده می گویند و دلیل اجرای آن را یادآوری شکوه و معنویت امامزاده می دانند.

کوزک : مناطق شناسایی شده این ساز دهستانهای نزدیک فهرج و نرماشیر است . کوزک در این مناطق با دو اندازه کوچک و بزرگ استفاده می شودکه کوزک بزرگ را با دست و کوبه ای قابل انعطاف (در حال حاضر دمپایی ابری) می نوازند .

نوازندگان برای تولید صدا هم از بدنه سفال کوزک و هم دهنه آن (به صورت متراکم کردن هوای داخلی آن ) استفاده می کنند . جالب اینکه این کوزک، شنوندگان را به یاد صدای طبلهای هندی می اندازند .

سنگ : این ساز بـــــــــدوی در بعضی از روستاهای کهنوج و سبزه واران نـــــــواخته می شود به این صورت که سنگها را به شکل های مسطح و تیغه ای می تراشند و در سرزرد آهنگها و ترانه ها به هم می کوبند .

چوبسر( چوب سحر ): چوبی است به ارتفاع بیش از دو متر که با زنگوله ، پارچه های رنگی ، خرمهره و خرده فلز تزئین می شود .

چلیک : سازی حلبی است که با چوب نواخته می شود از این ساز در روستای راویز رفسنجان در مراسم مذهبی استفاده می شود.

خلخال : شامل زنجیری است که به آن تعدادی زنگوله آویزان شده است و خانمها درمراسم شادی به مچ پای خود می بندند و با حرکت دادن پا ، آن را به صدا در می آورند تا با ریتم آهنگ همراهی کند. خلخال بیشتر در بین کولی ها و بعضی عشایر منطقه کاربرد دارد.

سازهای بادی

سرنا : به سرنا در اصطلاح محلی «ساز» و به نوازنده آن «ســــــــازی » گفته می شود. باستان شناسان در کاوشهای منطقه بشاگرد به نوعی سرنا دست یافته اند که قدمتی ۷ هزار ساله دارد . سرنای دیگری مربوط به دوره هخامنشی در موزه ساز کرمان نگهداری می شود . به طــــور کلی چهار نمونه سرنا در استان کرمان رایج بوده که سه نمونه آن در ایران بی همتا است .

نوع اول : با بدنه ای یک تکه مانند اکثر سرناهای کشور است ، از این سرنا در نواحی سیرجان،شهربابک و بردسیر (خرمنده و لاله زار ) استفاده می شود.

نوع دوم : دارای بدنه ای دو تکه که در اصطلاح محلی به آن«نرلاس» گفته می شود و قسمت شیپوری ساز از بدنه جدا می شود که از این لحاظ با سایر سرناهای کشور متفاوت است . در جــــــیرفت ، بم ، قلعه گنج و قسمتهایی از بافت و کهنوج از این ساز استفاده می شود .

نوع سوم : مانند سرنای نوع اول ولی با ارتفاع بیش از ۶۰ سانتی متر است .این سرنا بلندترین سرنای شناخته شده ایران است و در شهرستان منوجان استفاده می شود.

نوع چهارم : تنها سرنای گلی در جهان است که در روستای سبلوییه زرند بسیار محدود استفاده می شود .

کرنا: شکل کرنا مانند سرنا است ولی ابعادی بزرگتر دارد. قسمت شیپوری کرنا فلزی و معمولا از جنس برنج است و در مناطقی از سیرجان ، شهربابک و بافت رایج است . معمولا کرنا را به همراه نقاره یا دهل می نوازند.

سفید مهره : این ساز نوع خاصی از بوق صدفی است که در مراسم عزاداری و همچنین برای اعلان فوت افراد به کار می رفته است به طوری که برای اعلام خبر مرگ افراد سه بار در این ساز می دمیده اند . سفید مهره درمناطقی مانند چترود ، ســـــیرچ ، ده زیار ، دوران ، جوشون ، شهداد ، گودیز و اندهجرد رایج است.

2eaqeyw

نی محلی : این ساز در بیشتر مناطق استان کرمان به صورت لبی نواخته می شود . ابعاد و تعداد سوراخهای نی در مناطق مختلف استان متغیر است . اکثر نوازندگان نی دارای صدایی خوش هستند و در بین نی نوازی به غریبی خوانی و کرتی خوانی که دو نمونه مهم از سوگ آواهای استان کرمان است می پردازند.

نی جفتو : از این ساز بیشتر در نواحی جیرفت ، بم ، شهداد و بافت استفاده می شود و شامل۲ نی کوچــــــــــک است که بوسیله روده گوسفند به هم متصل شده است . اکثر نی جفتوها چهارسوراخ دارند ولی در بعضی مناطق با پنج سوراخ نیز دیده شده اند.

فیقو: نوعی ساز بــــــادی است که در بعضی مناطق آن را از ساقه جو در بعضی مناطق با نی می سازند . در برخی مناطق چوب فیقو فاقد سوراخ است و فقط یک صدای واحد را تولید می کند. نوازندگان این ساز را کودکان تشکیل می دهند .

شاخ نفیر: سازی است بادی از جنس شاخ که توسط قلندران ودراویش دوره گرد استفاده می شود . درگذشته از این ساز در مسیر سفرها و برای دور کردن حیوانات وحشی و ترساندن آنها استفاه می شده ولی در حال حاضر برای باخبرکردن اهالی محله ها و جمع آوری نذورات استفاده می کنند.

2ag5ef7

سوتک : ســـازی است گلی که در بعضی مناطق استان و بیشتر به وسیله نوجوانان نواخته می شده است . در حال حاضر پیرترین سوتک ساز ایران با ۹۵ سال سن در شهداد زندگی می کند. نوعی سوتک در استان کرمان ساخته می شود که درون آن را با آب پر می کنند تا صدایی شبیه به صدای پرندگان تولید کند . سوتکی مربوط دوره ساسانیان نیز در حفاریهای منطقه قلعه دختر شهر کرمان کشف شده است .

سازهای زهی آرشه ای

چنگ : نوعی قیچک است که در اصطلاح محلی به آن چنگ گفته می شود . این ساز در مناطقی از جیرفت ، منوجان ، کهنوج ، قلعه گنج و بردسیر رایج است و به نوازنده آن چنگی گفته می شود . شایان ذکر است که قیچک بردسیر در اصطلاح محلی « کمانچه » گفته می شود .

چنگ قطی : از قوطی های حلبی و تخته ساخته می شود و دارای سه سیم است . از این ساز در روستای چاه دادخدا و شهرستان منوجان استفاده می کنند .

یروتی : سازی است که تصور می شد از سال ۱۳۴۰ منسوخ شده است اما اخیرا نواختن این ساز زهی در مناطقی از منوجان مشاهده شده است .

منبع : کرمان خبر

نقد قلندروار

یکشنبه, بهمن ۲۸م, ۱۳۸۶

قلندروار بين سه گانه سيدعماد توحيدي (کولي کوبي، ذوالجناح و قلندروار)، ضلعي است از آن مثلث و در تناسب موضوعي و محتوايي با آن دو ضلع ديگر (که هر سه توسط مرکز موسيقي حوزه هنري منتشر شده است)، اما بين کارهاي فراواني که عليرضا افتخاري خوانده است (و مجموعه آنها از چند سي دي ام پي تري تجاوز مي کند،) کاري است انحصاري و منفک و ممتاز از تمام ديگر آثاري که نام عليرضا افتخاري را دارد.

قلندروار افتخاری

پردازش ملودي هايي که بعد از مدتي شنيدن، سخت به نظر آشنا مي آيند، استفاده مجموعه اي عجيب از سازهاي کوبه اي ناشناس، شناور بودن شعر و موسيقي در فضايي بسيار بديع و شخصي و تنظيم فن شناسانه و ماهرانه بابک شهرکي که از استعدادهاي بي چون و چراي موسيقي امروز است، آلبوم قلندروار را مي سازد. اگرچه آلبوم هاي قلندروار و کولي کوبي و ذوالجناح، آثاري شعرمدار و شعر سوار نيستند باز هم نبايد از نام هاي بلندي که سراينده اشعار اين مجموعه هستند، غافل ماند؛ استاد سيدمحمود توحيدي (ارفع)، ارفع السادات توحيدي (شاعره اي با استعداد غيرمتعارف و هم اکنون، مشغول تحصيل در خارج از کشور)، حامد حسين خاني (استعدادي ديگر و برآمده از شعر فارسي در کرمان)، هادي سعيدي کياسري (مدير فعلي شبکه فرهنگ صداي جمهوري اسلامي ايران) و سيدفواد توحيدي (صاحب آلبوم «کويرانه» و محقق شناخته شده حوزه موسيقي نواحي کرمان). قلندروار را بايد به ويژه با «پاي پياده» و «مشرق مطلق» (پاسداشت سال پيامبر اعظم(ص)) شنيد و در واقع، شاه بيت هاي غزل «قلندروار» قطعات سوم و پنجم آن است.

 آلبوم «قلندروار» صدايي تازه و بسيار متفاوت از عليرضا افتخاري را بيرون کشيده و تحويل داده است. شايد براي دوستداران صداي اين خواننده هميشه پرفروش، اين آلبوم نامتعارف باشد ولي رمز آن در همين نامتعارف بودن است که کار را شنيدني و جذاب ساخته است.

سيدعليرضا ميرعلي نقي-پژوهشگر و منتقد موسیقی-روزنامه شرق-۱۰/۵/۸۵

تقدیر از خالق قلندروار در قونیه

یکشنبه, بهمن ۲۸م, ۱۳۸۶

عماد توحیدی آهنگساز آلبوم قلندروار که به عنوان نوازنده میهمان سه شنبه شب با ارکستر ترکیه به اجرا پرداخت توسط شهردار قونیه و مقامات دولتی مورد تقدیر قرار گرفت.
به گزارش فارس، این نوازنده دف در ادامه کنسرت های تکنوازی خود در ترکیه و اجرا با گروه ارفع کرمانی به مناسبت سال مولانا در قونیه، سه شنبه شب در سالن شهرداری قونیه به همراه ارکستر ۴ نفره ترکیه متشکل از سازهایی چون دودوک، باقلاما، نی و تاس به عنوان نوازنده میهمان به روی صحنه رفت و قطعاتی را به همراه این ارکستر اجرا نمود.
در این اجرا برگزارکنندگان از این دف نواز خواستند تا به عنوان کسی که زبان مولانا زبان مادری اش است در خصوص قلندروار و نوع موسیقی اش که تلفیقی از موسیقی های مناطقی چون هند و تاجیکستان و…. است صحبت کند. وی در این خصوص گفت: ایران، تاجیکستان، هند و … ریشه های عرفانی وابسته به هم دارند. عارف مرز نمی شناسند و مولانا نیز به مرز توجه نمی کند و فارغ از این وابستگی هاست. من هم در موسیقی مرز را ندیدم و فارغ از قیود سنتی موسیقی عمل کردم.
وی افزود: من قلندروار را تقدیم می کنم به روح همه بزرگان که عرفان شرق را ایجاد کردند و آن را تجلی دادند.

در این مراسم که نوازندگان ایرانی خوش درخشیدند قطعه اول آلبوم قلندروار با صدای علیرضا افتخاری در سالن پخش شد.

به گزارش فارس در ادامه اجراهای گروه های موسیقی ایرانی در قونیه به مناسبت سال مولانا، گروه ارفع کرمانی به سرپرستی فواد توحیدی نیز به صورت تلفیقی با یک گروه فرانسوی در سالن دوندار قونیه به اجرا پرداختند. این گروه سه شنبه شب نیز در سالن ایگولاما نیز برای اجرای موسیقی ایرانی به روی صحنه رفتند.
به مناسبت جشن هشتصدمین سال تولد مولانا که هم اکنون در قونیه در حال برگزاری است گروه های مختلفی از ایران همچون گروه ذوالفنون، شهرام ناظری و…. برای اجرای موسیقی ایرانی اجراهایی را برگزار کرده اند.

 

منبع : خبرگزاری فارس

آيين گراميداشت سالگرد "ارفع كرماني" در كرمان برگزار شد

یکشنبه, بهمن ۲۸م, ۱۳۸۶

آيين گراميداشت هفتمين سالگرد درگذشت سيد “محمود توحيدي” غزل سراي كرماني متخلص به ارفع كرماني جمعه در آرامگاه وي در بهارستان هنرمندان كرمان برگزار شد.

به گزارش خبرنگار ايرنا در اين مراسم كه تعداد زيادي از شاعران، هنرمندان و نويسندگان كرماني حضور داشتند تعدادي از حاضران در سخناني ياد و خاطره ارفع را گرامي داشته و از او به عنوان پدر شعر كرمان ياد كردند.

يكي از پژوهشگران تاريخ و فرهنگ كرمان به ايرنا گفت: ارفع كرماني در فروردين ‪ ۱۳۲۲‬در كرمان متولد شد.

“محمدعلي گلاب‌زاده” وي را فرزند سيد عبدالحسين معروف به مجدالسادات معرفي كرد كه از شاعران چيره دست زمان خود به شمار مي‌رفت.

همچنين فرزند ارفع كرماني گفت : پدرم تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در كرمان گذراند و موفق به اخذ كارشناسي ارشد در رشته ادبيات فارسي از دانشگاه فردوسي مشهد شد.

فواد توحيدي كه شاعر و مدرس موسيقي است ، افزود: ارفع علاوه بر سرودن غزل در رشته‌هاي ديگر هنري از جمله نمايشنامه نويسي و مجسمه‌سازي نيز مهارت داشته و در دوره دانشجويي رتبه‌هاي نخست را در اين زمينه كسب كرد.

از ارفع كرماني ‪ ۵۰۰‬غزل به يادگار مانده و دو مجموعه شعر از وي به نام- هاي “ياس‌ها و داس‌ها” و “در شهر قصه هيچ كس غريب نيست” منتشر شده است.

سيد محمود توحيدي عارفي وارسته و ظريف طبع بوده كه در صراحت كلام و يكرنگي زبانزد خاص و عام بود.

سيد محمود توحيدي در دي ماه سال ‪ ۱۳۷۹‬بر اثر بيماري دار فاني را وداع گفت.

آرامگاه اين شاعر در قطعه بهارستان هنرمندان در جوار مسجد و كوه صاحب الزمان كرمان واقع است.

منبع:خبرگزاری ایرنا

موسیقی پشت ویترین (گزارشی از موزه ساز کرمان)

یکشنبه, بهمن ۲۸م, ۱۳۸۶

موسیقی تهران تا امروز هیاهویی برای هیچ بوده است. خردادماه ۱۳۸۱ این موزه که در حقیقت خانه ای قدیمی و زیبا با تغییر کاربری بود، از سوی احمد مسجدجامعی وزیر فرهنگ و ارشاد سابق و با حضور جمع زیادی از موسیقیدان ها افتتاح شد و همان روز هم بدون اینکه عموم مردم بتوانند از آثار موجود در آن بازدید کنند، به دست تعمیر سپرده شد تا به امروز که هنوز در آن به روی عموم بسته است. در عوض موزه ابوالحسن صبا که در حقیقت خانه اوست و سازها و وسایل شخصی او در آن نگهداری می شود در شرایط نه چندان مناسب، بدون هیچ گونه تبلیغ در خیابانی شلوغ به نام ظهیرالاسلام و در میان انبوه مغازه های کاغذفروشی گم شده است و کسی به فکر آن نیست.

موزه دیگری در حوزه موسیقی در شهری دیگر که زمانی نه چندان دور جشنواره موسیقی ایران به نام جشنواره موسیقی نواحی در آن برگزار می شد، به حیات خود ادامه می دهد؛ موزه ساز کرمان که در عمارتی زیبا واقع شده است.

موزه ساز کرمان و مجموعه باغ هرندی که یکی از ساختمان های عهد قاجار است، در طبقه همکف موزه باستان شناسی کرمان واقع شده است. باغ هرندی در دوره قاجاریه به وسیله عدل السلطنه یکی از صاحب منصبان نظامی آن دوره بنا شده و در سال ۱۳۱۳ به مبلغ ۴۰ هزار تومان به مرحوم ابوالقاسم هرندی که یکی از تجار مطرح کرمان بود، فروخته شد. این مجموعه به دلیل توقف چند روزه رضاخان در مسیر سفر تبعیدی اش مورد توجه قرار گرفت و در سال ۵۴ به وسیله مالک، باغ به وزارت فرهنگ و هنر وقت اهدا شد.

باغ هرندی مدتی نیز به عنوان ساختمان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کرمان مورد استفاده قرار گرفت که این باغ هم اکنون دو موزه سازشناسی و باستان شناسی را در خود جای داده است.

موزه سازشناسی کرمان از سال ۸۰، با نمایش مجموعه سازهای خریداری شده از زنده یاد ایرج گلسرخی و همچنین سازها و ادوات سازسازی اهدایی زنده یاد حسین مسعود کرمانی آغاز به کار کرد. اضافه شدن مجموعه سازهای نواحی سیدفواد توحیدی در سال ۸۲ و همچنین مجموعه دف و دایره مناطق مختلف ایران در سال ۸۴ که اهدایی کیوان پهلوان است، بر غنای محتوایی این موزه افزود، به طوری که در حال حاضر این سازخانه با داشتن بیش از چهارصد ساز، کامل ترین و بزرگ ترین موزه سازشناسی در ایران محسوب می شود. سیدفواد توحیدی پژوهشگر و کارشناس موزه می گوید؛ موزه سازشناسی کرمان به چند بخش کلی شامل ویترین های مخصوص، نمایش سازها، ادوات سازسازی و دستگاه های قدیمی پخش موسیقی، محل پخش آثار صوتی و تصویری مربوط به سازها، آرشیو آثار و نشریات موسیقی، محل برگزاری نشست های پژوهشی موسیقی، محل نمایش آثار طراحی از استادان موسیقی (اثر استاد علی خسروی کرمانی) و نمایشگاه عکس از هنرمندان قدیم و پیشکسوت موسیقی ایران تقسیم شده است. همچنین سازهای موجود در این موزه نیز شامل سه دسته سازهای ملی ایران، سازهای نواحی ایران و سازهای ملی و نواحی تعدادی از کشورها هستند، به طوری که سازهای ملی ایران مجموعه نفیس و گرانقدر از سازهای ملی ایران نظیر تار، سه تار، کمانچه، غژک، رباب، سنتور، قانون، بربط، نی، دایره و تمبک هستند که قدمت بعضی از آنها به سیصد سال قبل می رسد که از میان این مجموعه نفیس می توان به تار ساخت استاد مسعود کرمانی، تار و کمانچه مربوط به دوران زندیه و تمبک خاتم ساخت اوایل دوره قاجاریه اشاره کرد.

m-saz

این پژوهشگر سازهای نواحی ایران را نیز شامل دو بخش می داند و می گوید؛ بخش اول سازهای نواحی استان کرمان است که شامل جوغ، چوغرو، جاریگ، درک، انواع مختلف دایره و دف، انواع دهل و جره، انواع نقاره، تمبک محلی، کوزک، سنج انگشتی، کرپ، کرنا، انواع مختلف سورنا، سفید مهره، انواع نی محلی، نی لبک، فلوت محلی، نی جفتو، فیقو، سوتک، شاخ نفیر، بلبون، چنگ، چنگ قوطی و یروتی است. بخش دوم نیز شامل گزیده ای از سازهای نواحی سایر استان های کشور است که اکثراً دارای قدمت قابل توجهی هستند به طوری که حتی تعدادی از آنها جزء سازهای منسوخ شده به حساب می آیند و آخرین نمونه هایی اند که در این موزه نگهداری می شوند.

بخش دیگری از موزه ساز کرمان به سازهای ملی و نواحی کشورهایی چون ترکیه، امارات متحده عربی، اسکاتلند، آلمان، کشورهای آفریقایی، هندوستان، پاکستان، سوریه، عربستان، چین، تاجیکستان و… اختصاص دارد.

علاوه بر این تقسیم بندی هر یک از این بخش ها از نظر سازشناسی در دسته های سازهای زهی زخمه ای و کمانی، سازهای بادی زبانه دار و بی زبانه و سازهای کوبه ای خودصدا و پوست صدا مرتب شده اند.

این موزه زیرنظر سازمان میراث فرهنگی اداره می شود اما برخی از این سازها با داشتن قدمتی طولانی در این سازمان ثبت نشده اند. این نوازنده علت را این می داند که چون بسیاری از سازها از جمله سازهایی که توسط او جمع آوری شده اند در این موزه به امانت گذاشته شده اند، توسط میراث فرهنگی ثبت نمی شوند، برخی از آنها نیز ارزش های مادی زیادی ندارند البته در کنار اینها سازهای گلسرخی و مسعود کرمانی به صورت رسمی ثبت شده اند.

سازهای مختلف استادان برجسته موسیقی در این موزه در ویترین های زیبایی جای گرفته اند که سیستم صوتی این ویترین ها این امکان را به بازدیدکننده می دهد تا ضمن بازدید از سازهای موجود با نحوه پرداختن و نوای ساز اساتید بزرگ موسیقی آشنا شود.

وقتی در این موزه که از نظر معماری در سطح بسیار بالایی قرار دارد، قدم می زنیم بخشی که نظر هر بازدیدکننده ای را به خود جلب می کند، بخش مجموعه سازهای موسیقی نواحی است. سازهایی که متعلق به هنرمندانی است که جز تعداد اندکی کسی نه تنها ساز آنها را، بلکه خودشان را هم نمی شناسد چرا که ما فقط به روستایی، عشایر و کسانی که دور از شهرها زندگی می کنند به دید انسان های زحمتکشی که برای تولید محصولات کشاورزی روزگار می گذرانند، می نگریم اما نمی دانیم اینها چه گنج های گرانبهایی را در بین خود دارند. این گنج ها سازهایی هستند که پیران قبیله های مختلف از کرد، لر و قشقایی گرفته تا آذری، بوشهری و ترکمن آنها را می نوازند. نوازندگان مهجوری که تنها با حضور در برخی جشنواره ها فرصت عرضه کردن هنرشان را دارند. اما برخلاف همه بی توجهی ها مدت پنج سال است که فواد توحیدی با سفرهای پژوهشی خودش به نواحی مختلف کرمان دست به جمع آوری سازهای محلی این استان زده و همه آنها را در موزه ساز کرمان گرد هم آورده است. او درباره این سازها می گوید؛ بیش از ۲۵ نمونه ساز نواحی از جمله یروتی، چنگ قوطی، سورنای گلی، کوزک، جوسر و… در کرمان رایج است که تعدادی از اینها نه تنها در کشور بلکه در تمام دنیا منحصربه فرد هستند.

سازهای کرمان به ترتیب اهمیت به سه گروه سازهای کوبه ای، بادی و زهی آرشه ای تقسیم می شوند. به گفته توحیدی سازهای کوبه ای دو دسته پوستی و بدون پوست هستند که سازهایی چون جوغ، جاریگ، درک، انواع مختلف دایره و دف، انواع دهل و جره، انواع نقاره و… جزء سازهای رایج کوبشی پوست دار و سازهایی چون کوزک، سنگ، سنج انگشتی، چوسر یا چوب سحر، چلیک و خلخال جزء سازهای کوبشی بدون پوست هستند. سازهای سورنا، کرنا، سفید مهره، نی محلی، فیقو، شاخ نفیر و… از خانواده سازهای بادی و چنگ و چنگ قوطی و یروتی هم از مجموعه سازهای زهی آرشه ای هستند.

نام این سازها به گونه ای است که تنها با دیدن آنها می توان تشخیص داد که زهی، بادی یا کوبه ای است به عنوان مثال جوغ ساز سنگی و از نوع کوبه ای یک طرفه است که روی دهنه آن را با پوست بز یا گوسفند می پوشانند.

به گفته فواد توحیدی تا دو دهه قبل این ساز در بین گروهی از ساربانان و شتر بانان کرمان رواج داشته است، به این ترتیب که آن را با طناب روی شتری به نام شتر سرآهنگ یا راه بلد می بسته اند و ساربان در هنگام بروز توفان شن از آن به عنوان ساز راهنما استفاده می کرده است.

این سازها نه تنها از نظر اسم بلکه از جهت شکل ظاهری نیز با بقیه سازها متفاوت و به نوعی منحصر به فرد هستند. مثل ساز چوغرو که این پژوهشگر موسیقی نواحی معتقد است این ساز که در روستای بیدخون مرغک بم شناسایی شده تنها ساز چهارگوش دوطرفه در جهان است. چوغرو دو زنگوله در دو طرف کمانه و تعدادی حلقه فلزی در چارچوب چوبی دارد که از آن آویزان هستند. این ساز در هنگام رقص و پایکوبی نواخته می شود.

از میان سازهای بادی کرمان، سورنا جزء شاخص ترین ساز محلی این استان است که در تمام مناطق حضور پررنگ تری نسبت به سایر سازها دارد. به همین منظور به سورنا در اصطلاح محلی ساز و به نوازنده آن سازی می گویند. توحیدی نیز به سابقه طولانی سورنا و سورنانوازی در کرمان اشاره می کند و ادامه می دهد؛ باستان شناسان در کاوش های باستانی منطقه بشاگرد به نوعی سورنا دست یافته اند که قدمتی ۷هزار ساله دارد. همچنین سورنای دیگری مربوط به دوره هخامنشی نیز در موزه ساز کرمان نگهداری می شود. به طور کلی در کرمان ۴ نمونه سورنا رایج است که سه نوع از آنها در کشور بی همتایند.

نوع اول بابونه ای یک تکه مانند اکثر سورناهای کشور، نوع دیگر دارای بدنه ای دوتکه که در اصطلاح محلی به آن نرلاس گفته می شود، نوع سوم مانند سورناهای نوع اولی اما با ارتفاع بیش از ۶۰ سانتی متر است که بلندترین سورنای کشور است و نوع چهارم نیز تنها سورنای گلی در جهان است که در روستای سبلوییه زرند استفاده می شود.

یکی دیگر از سازهایی که در موزه ساز کرمان به چشم می خورد و قدمتی چهارصدساله دارد، سفید مهره است که جزء سازهای بادی است. توحیدی در خصوص این ساز می گوید؛ نواختن سفید مهره دارای سابقه طولانی است و هم اکنون نیز در روستای گودیز و توسط اکبر محمودی نواخته می شود. این ساز که در مراسم های عزاداری یا برای اعلان فوت اشخاص نواخته می شود در بین اهالی از حرمتی خاص برخوردار است و حتی برخی از بومیان بر این باورند که دور کردن سفیدمهره از شهر یا روستا برای اهالی بدیمن است.

درست است که سازهای موجود در این موزه قدمتی بسیار دارند و اکثراً در دست هنرمندان کهنسال است اما در میان آنها سازی نیز وجود دارد که در نواحی مختلف کرمان توسط کودکان نواخته می شود. این ساز که فیقو نام دارد نوعی ساز بادی است که در بعضی از مناطق، آن را از ساقه جو، نی و چوب می سازند. فیقو فاقد سوراخ است و فقط صدای واحدی را تولید می کند.

آخرین مجموعه از سازهای نواحی کرمان را سازهای زهی آرشه ای تشکیل می دهند که تنها سه نمونه چنگ، چنگ قوطی و یروتی در این موزه موجود است.

این پژوهشگر در این باره می گوید؛ مهمترین ساز رایج این خانواده نوعی قیچک است که در اصطلاح محلی به آن چنگ و به نوازنده آن چنگی گفته می شود. نوعی دیگر به چنگ قوطی مشهور است که از قوطی های حلبی و تخته ساخته شده و دارای سه سیم است.

موزه ساز کرمان تنها سازهای قدیمی و کم نظیر را در خود جای نداده بلکه وقتی ویترین های حاوی این سازها را یکی پس از دیگری پشت سر می گذاریم و به انتهای موزه می رسیم، نقاشی های خطی زیبایی را می بینیم که با مضمون موسیقی اصیل طراحی شده اند. همچنین تصاویر هنرمندان بزرگ و پیشکسوت موسیقی از دیگر وسایل دیدنی این موزه هستند.

منبع : روزنامه شرق

سیراب تر از سراب

یکشنبه, بهمن ۲۸م, ۱۳۸۶

چون خاطره اي به خواب مي شد / عكسي كه اسير قاب مي شد

ازديدن تو دلم فرو ريخت / چون كوه يخي كه آب مي شد

شهد تو اگر به آب مي ريخت / دريا همه اش شراب مي شد

خنديدن تلخ تو، برايم /صد پرسش بی جواب مي شد

اظهار وجود قطره در آب / تصويرگر حباب مي شد

انگار كوير تشنه با من / سيراب تر از سراب مي شد

مكتوب نشد حماسه ي ما / چون شهر پراز كتاب مي شد

گالری عکس

شنبه, بهمن ۲۷م, ۱۳۸۶
6 0 jahan 22 kerman
                   کلوت های شهداد

به همراه هنرمند آواز    علی جهاندار

       به همراه علی اکبرمرادی          استاد تمبور

به همراه استاد محمد رضا درویشی

2 navahy-kerman 039 با استاد همایون خرم در باغ شازده ی کرمان muze2 P1010037 14

به همراه مرحوم استاد ماندگار نوانی استاد بزرگ سورنا نوازی

به همراه استاد همایون خرم آهنگ ساز و نوازنده

به همراه استاد ایلاقی

در ترکیه

قونیه-ترکیه

ادامه ی عکس ها

موسیقی رابطه نزدیکی با عرفان دارد

یکشنبه, بهمن ۲۱م, ۱۳۸۶

موسیقی ومعماری ونقاشی و.. همه هنرها رو به عرفان دارند و هرمسئله ای که ریشه مذهبی داشته باشد ودارای معنویت باشد سیرتکاملی مناسب وخوبی خواهدداشت.

مسئول دبیرخانه موسیقی نواحی کشوردرگفت وگو با ستاد خبری پانزدهمین جشنواره ذکرو ذاکرین با بیان این مطلب گفت: متاسفانه اززمانی که فرهنگ وارداتی تاثیر گذار شد بسیاری از چیزها را ازدست دادیم به طوری که با تمام پیشینه وامکاناتی که داریم دیگر نمی توانیم آهنگهای ماندگار بسازیم ومعماریهای بی نظیررا بنا کنیم .

فواد توحیدی ادامه داد : تمام توجه ما به گامها و ملودی های غربی است ولی درموسیقی آیینی و عرفانی این توجه دیده نمی شود و همچنان رابطه معنویت ومرید و مرادی را درخودش حفظ کرده است . اما متاسفانه این روابط درموسیقی سنتی ازبین رفته وبه همین دلیل اثرگذاری موسیقی سنتی کمترشده است .

سرپرست گروه موسیقی خانقاه نعمت الهی با اشاره به موسیقی خانقاهی وموسیقی سنتی گفت : موسیقی خانقاهی غنی و کامل است وباید ازآن درموسیقی سنتی استفاده کرد موسیقی خانقاه بیشتر به موسیقی هنری شبیه است وگروه خانقاه نعمت ا.. کنسرتهای بسیاری را درکشورهای مالزی ودبی و سنگاپور وقونیه اجرا کرده ولی این اولین باراست که این گروه درقالب جشنواره به اجرای برنامه می پردازد .

وی گفت : حضور گروههای بومی ازمناطق مختلف ایران درجشنواره ذکر وذاکرین هم جنبه مثبت  دارد و هم منفی ؛ به لحاظ اینکه اکثرمردم عادی ازاین گروهها تقلید کورکورانه می کنند . همچنین دربرخی مواقع درساختار کلی گروه نیز تغییرات زیادی بوجود می آید .

كرمان، سرزمين سورناها

یکشنبه, بهمن ۲۱م, ۱۳۸۶

“سید فواد توحیدی”

نوشتار زير حاصل بخشي از پژوهش‌هاي ميداني من و همكارانم است كه در مدت سه سال و انجام حدود هفتاد سفر به نواحي مختلف استان كرمان به دست آمده است.
اگرچه پژوهش در پهناورترين استان كشور، دشواري‌هاي ويژه خود را به همراه داشت، ولي عزم راسخ اين گروه، براي شناسايي و ثبت و ضبط گوشه‌اي از فرهنگ گران‌قدر ايران‌زمين تمام سختي‌ها را به شهدي گوارا مبدل نمود. خوشبختانه نتايج حيرت‌آور به‌دست‌آمده و شناسايي بيش از هزار نوازنده بومي و متجاوز از بيست نوع ساز نواحي كه تعدادي از آن‌ها نه‌تنها در كشور، بلكه در پهنة گيتي منحصر به فردند، ما را بيش از پيش به ادامة راه مصمم نمود. در اين نوشتار سعي شده است به معرفي انواع مختلف سورنا، به‌ عنوان شاخص‌ترين و مهم‌ترين ساز نواحي استان، پرداخته شود.
ساز سورنا جايگاه ويژه‌اي در ميراث موسيقايي ديار كريمان دارد و به‌طور كلي قص‍ّه‌گوي حماسه و خون و جنون و سور و سوگ است. كشف سورناي هفت‌هزار ساله در منطقة بشاگرد و همچنين كشف سورنايي متعلق به دوران هخامنشي كه هم‌اكنون در باغ موزة هرندي كرمان نگه‌داري مي‌شود، نشان از پيشينة بسيار كهن اين ساز در كرمان دارد.
به سورنا در اصطلاح محلي، ساز و به خنياگر آن سازي گفته مي‌شود. به گروه‌هاي نوازنده شاديانه نيز ساز و دهلي، لوطي، مطرب و سوري گفته مي‌شود. به‌طور كلي چهار نمونة متفاوت از ساز سورنا در استان كرمان رايج است، كه سه نمونة آن با ساير سورناهاي كشور متفاوت است.
نمونه اول: سورنايي است كه لولة صوتي و قسمت مخروطي ساز از هم جدا نمي‌شود و به صورت يك تكه و متصل از چوب تراشيده مي‌شود. اين سورنا كه تقريباً مشابه اكثر سورناهاي راجي در كشور مي‌باشد، در مناطقي از بافت و شهرستان‌هاي سيرجان، شهربابك، بردسير (مناطق لاله‌زار و خرمنده) رايج مي‌باشد. تا دو دهة قبل از اين سورنا در شهرستان‌هاي شهداد، رفسنجان، زرند و خود شهر كرمان نيز استفاده مي‌شده است.
نمونه دوم: سورنايي است كه در اصطلاح محلي به آن نرلاس۱ گفته مي‌شود و تفاوت آن با نوع اول در اين است كه لولة صوتي ساز از محل شيپوري جدا مي‌شود و سورنا به شش قسمت (شيپوري، لولة صوتي، دو شاخه، پولك، ميل و قميش) تقسيم مي‌گردد. اين سورنا در مناطقي از شهرستان بافت كه در مجاورت شهرستان جيرفت مي‌باشد، تمام مناطق جيرفت و بم و قسمت‌هايي از كهنوج و قلعه‌گنج رايج مي‌باشد.
نمونه سوم: سورنايي است شبيه به سورناي نوع اول، با اين تفاوت كه طول آن بسيار بلند (حدود شصت سانتي‌متر) و نزديك به ابعاد كرناي استان كرمان مي‌باشد. اين ساز در شهرستان منوجان و قسمت‌هايي از كهنوج و قلعه‌گنج نواخته مي‌شود.
نمونه چهارم: سورنايي است كه شايد در تمام دنيا منحصر به فرد باشد. سورنايي با بدنه‌اي گلي كه در منطقه سبلوئيه زرند (بناوند) ساخته و نواخته مي‌شود.
سازهاي همراه سورنا
سازهاي همراه سورنا در استان كرمان نسبت به موقعيت جغرافيايي هر منطقه و نوع سورنايي كه در آنجا رايج است، متفاوت مي‌باشد. در اين قسمت سعي شده با توجه به نوع سورنا سازهاي همراه آن معرفي شود.
سورناي نوع اول: معمولاً اين ساز در مناطقي به همراه دهل، و در قسمت‌هايي ديگر به همراه دهل، نقار و د‌ُرك۲ نواخته مي‌شود. دهلي كه با اين ساز نواخته مي‌شود، به ‌وسيلة چوب و تركه نواخته مي‌شود و ارتفاع بدنة دهل نسبت به قطر پوست‌ها كمتر مي‌باشد. پوستي كه با چوب نواخته مي‌شود نسبت به پوستي كه با تركه نواخته مي‌شود، ضخيم‌تر و داراي صداي بم‌تري مي‌باشد. جنس بدنة دهل از جنس چوب بيد و يا سپيدار مي‌باشد. اين دهل به ‌وسيلة طناب و يا تسمة چرمي به شانة نوازنده آويخته مي‌شود. جنس كوبه از چوب بادام و تركه از جنس تركة انار مي‌باشد.
نقاره‌هايي كه با اين سورنا نواخته مي‌شوند، نسبت به منطقة جغرافيايي متفاوت مي‌باشند. نقاره مناطقي مانند سيرجان داراي بدنه‌اي سفالي و نقاره‌هاي شهربابك داراي بدنه‌اي مسي مي‌باشند. پوست نقاره از پوست گاو و يا گوساله مي‌باشد و پوست دهل از جنس بز و يا گوسفند. لازم به ذكر است در مناطقي از سيرجان و شهداد هنوز از نقاره براي نوبت‌نوازي استفاده مي‌شود.
د‌ُرك: نوعي ساز پوستي دوطرفه كه با تسمه چرمي به گردن نوازنده آويزان مي‌شود و برعكس دهل، پوست‌ها موازي زمين قرار مي‌گيرند. در اين ساز به جاي چوب و تركه از انگشتان دست استفاده مي‌شود. معمولاً بر بدنة اين ساز كه از جنس چوب بيد است، زنگوله‌اي با نخي از جنس كنف آويزان است و نوازنده در مواقعي زنگوله را روي پوست بالايي مي‌گذارد تا در هنگام نواختن و لرزش پوست، صداي زنگ‌داري ايجاد شود. به غير از مناطقي از استان كرمان، نظير اين ساز در جاي ديگري از كشور ديده نشده است.
سورناي نوع دوم (نرلاس): اين سورنا به همراهي دهل و جره۳ نواخته مي‌شود. بدنة دهل و ج‍ُره فلزي مي‌باشد و ارتفاع بدنه نسبت به پوست‌ها بيشتر مي‌باشد و به ‌وسيلة يك دست و يك چوب نواخته مي‌شود. معمولاً نوازندگان دهل در حين نوازندگي حركاتي آكروباتيك، از جمله چرخيدن و عبور دادن ساز از زير يكي از پاها (البته با حفظ ريتم) مي‌پردازند. جنس چوبي كه نقش كوبه را بازي مي‌كند از جنس ارچن۴ يا بادام مي‌باشد. جنس چوبي كه پوست را روي آن چنبره مي‌كنند نيز از جنس چوب انار است. لازم به ذكر است، جره همان دهل است با ابعادي كوچك‌تر، كه صدايي زيرتر از دهل را ايجاد مي‌كند.
سورناي نوع سوم: اين نوع سورنا به همراهي دهل، تمبك، جره و در مواقعي تمپو نواخته مي‌شود. بدنه دهل و جره‌اي كه با اين ساز نواخته مي‌شود، از جنس چوب كهور۵ است و با يك دست و يك چوب نواخته مي‌شود. ارتفاع بدنه دهل، چند برابر قطر پوست‌هاست. قطر يكي از پوست‌ها كمتر از پوست ديگري است و همين امر باعث شده دهل شكلي مخروطي پيدا كند. علت كوچكي يكي از پوست‌ها اين است كه صداي زيرتري را نسبت به پوست ديگر ايجاد نمايد. پوست بم را در اين ساز با كوبه‌اي از جنس چوب بادام مي‌نوازند. معمولاً بدنه اين دهل را با پارچه‌هاي رنگي تزيين مي‌كنند. تمبكي كه با سورناي نوع سوم نواخته مي‌شود داراي بدنه‌اي چوبي است كه به وسيله تسمة چرمي به شانة نوازنده آويخته مي‌شود.
سورناي نوع چهارم: اين سورناي گلي را معمولاً به همراه دايره و دهلي كه در سورناي نوع اول توضيح داده شد، مي‌نوازند.
اجزاي سورنا
۱. پيك: همان قميش ساز است كه از جنس ني مي‌باشد و نوازنده از ارتعاش دوزبانة آن صداي ساز را به ‌وجود مي‌آورد. معمولاً نوازندگان قبل از اجرا كمي پيك ساز را مرطوب مي‌كنند. بهترين نوع پيك، ني‌ آبي مي‌باشد كه در اصطلاح محلي به آن پيش‌دريايي مي‌گويند. در سورناي گلي، جنس پيك از پوست ساقة تركة بيد و يا شنك۶ مي‌باشد. در اصطلاح محلي كرمان به پيك، كاشك، كاش، بزگه۷ و فيقو نيز گفته مي‌شود.
۲. ميل: رابطي است فلزي بين پيك و دوشاخة سورنا. در بعضي از نواحي استان به ميل، ماشوله يا نلي۸ هم گفته مي‌شود. لازم به ذكر است سورناي گلي فاقد ميل و دوشاخه مي‌باشد و پيك مستقيماً در بدنة سورنا فرومي‌رود.
۳. پولك: قطعه‌اي است دايره‌اي‌شكل كه به آن پيش‌لپوزي۹ يا پيلك هم گفته مي‌شود و بين پيك و ميل ساز قرار مي‌گيرد تا از ورود بيش از اندازة ميل ساز به دهان جلوگيري نمايد. پولك معمولاً از جنس صدف، چوب نارگيل و يا فلز مي‌باشد.
۴. دوشاخه: چوبي است كه پايين آن به صورت دوشاخه و انبري‌شكل بوده و در داخل بدنه سورنا فرومي‌رود. در اصطلاح محلي به دوشاخه، بچ۱۰‌ ساز، گهر۱۱ و زبونه هم گفته مي‌شود و معمولاً از چوب سرخ گز مي‌باشد.
۵. بدنه: همان لوله صوتي ساز است كه به شكل مخروطي ساخته مي‌شود. به‌جز سورناي گلي ساير سورناهاي استان چوبي و معمولاً از جنس چوب زردآلود، زيتون، بادام، گل‌پرك، گلابي، ريشه كهور و يا كنار۱۲ ساخته مي‌شوند. در سورناي نرلاس به قسمت استوانه‌اي بدنه، دار، دال و دس پن۱۳ و به قسمت مخروطي كپه، كعب و يا قده گفته مي‌شود.
بعد از توضيح اجزاي مختلف سورنا، به ذكر اندازة چند نمونه از سورناي استان پرداخته مي‌شود.
سورناي نوع اول: مربوط به سازي روستاي اميرآباد شول سيرجان
طول كلي ساز: ۴۴ سانتي‌متر، بدنه بدون ميل و پيك: ۳/۳۶ سانتي‌متر، طول دوشاخه ۳/۹ سانتي‌متر
فاصلة بدنه تا سوراخ اول (بدون ميل و پيك): ۹/۴ سانتي‌متر
فاصله بدنه تا سوراخ دوم: ۱/۷ سانتي‌متر
فاصله بدنه تا سوراخ سوم: ۴/۹ سانتي‌متر
فاصله بدنه تا سوراخ چهارم: ۷/۱۱ سانتي‌متر
فاصله بدنه تا سوراخ پنجم: ۱۴ سانتي‌متر
فاصله بدنه تا سوراخ ششم: ۴/۱۶ سانتي‌متر
فاصله بدنه تا سوراخ هفتم: ۲/۱۹ سانتي‌متر
فاصله بدنه تا سوراخ پشت (پس كت): ۶/۵ سانتي‌متر
قطر دهانه شيپوري: ۸/۸ سانتي‌متر
قطر بدنه استوانه‌اي: ۴/۲ سانتي‌متر
قطر پولك: ۵ سانتي‌متر
سورناي نوع دوم (نرلاس): مربوط به سازي جيرفت
طول كلي ساز: ۵/۴۰ سانتي‌متر، طول بدنه بدون ميل و پيك: ۵/۳۴، طول دوشاخه ۶/۹ سانتي‌متر
فاصله بدنه تا سوراخ اول: ۵/۵ سانتي‌متر
فاصله بدنه تا سوراخ دوم: ۶/۷ سانتي‌متر
فاصله بدنه تا سوراخ سوم: ۲/۱۰ سانتي‌متر
فاصله بدنه تا سوراخ چهارم: ۱۲ سانتي‌متر
فاصله بدنه تا سوراخ پنجم: ۲/۱۴ سانتي‌متر
فاصله بدنه تا سوراخ ششم: ۵/۱۶ سانتي‌متر
فاصله بدنه تا سوراخ هفتم: ۸/۱۸ سانتي‌متر
فاصله بدنه تا سوراخ پشت: ۲/۶ سانتي‌متر
قطر دهانه شيپوري: ۵/۹ سانتي‌متر
قطر بدنه استوانه‌اي: ۲ سانتي‌متر
قطر پولك: ۲/۵ سانتي‌متر
سورناي نوع سوم: مربوط به سازي منطقة منوجان
طول كلي ساز: ۵۸ سانتي‌متر، طول بدنه: ۵۱ سانتي‌متر،
طول دوشاخه: ۱۰ سانتي‌متر،
فاصله بالاي بدنه تا سوراخ اول: ۵/۴ سانتي‌متر
فاصله بدنه تا سوراخ دوم: ۵/۷ سانتي‌متر
فاصله بدنه تا سوراخ سوم: ۱۱ سانتي‌متر
فاصله بدنه تا سوراخ چهارم: ۱۴ سانتي‌متر
فاصله بدنه تا سوراخ پنجم: ۲/۱۷ سانتي‌متر
فاصله بدنه تا سوراخ ششم: ۲/۲۰ سانتي‌متر
فاصله بدنه تا سوراخ هفتم: ۳/۲۳ سانتي‌متر
فاصله بدنه تا سوراخ پشت: ۵/۵ سانتي‌متر
قطر دهانه شيپوري: ۵/۷ سانتي‌متر
قطر بدنه استوانه‌اي: ۲ سانتي‌متر
قطر پولك: ۵/۵ سانتي‌متر
سورناي نوع چهارم: مربوط به ساز روستاي سبلوئيه زرند (بناوند)
طول كلي ساز: ۲۵ سانتي‌متر، طول بدنه: ۲۲ سانتي‌متر
فاصله بالاي بدنه تا سوراخ اول: ۵/۴ سانتي‌متر
فاصله بدنه تا سوراخ دوم: ۷/۶ سانتي‌متر
فاصله بدنه تا سوراخ سوم: ۵/۹ سانتي‌متر
فاصله بدنه تا سوراخ چهارم: ۲/۱۲ سانتي‌متر
فاصله بدنه تا سوراخ پنجم: ۵/۱۵ سانتي‌متر
فاصله بدنه تا سوراخ پشت: ۴/۳ سانتي‌متر
قطر دهانه شيپوري: ۴/۵ سانتي‌متر
قطر بدنه استوانه‌اي: ۳/۳ سانتي‌متر
فاقد ميل، پيك و دوشاخه.