باران
شنبه, فروردین ۳۱م, ۱۳۸۷در شهرت باران مي بارد، و تو نيستي…
ومن چه تنها گز مي كنم،
خيابانهاي شيرازت را
در شهرت باران مي بارد، و تو نيستي…
ومن چه تنها گز مي كنم،
خيابانهاي شيرازت را
خبرگزاري دانشجويان ايران - ايسنا
| سید فؤاد توحیدی گفت: ایران یکی از کشورهایی است که تنوع موسیقی اعجاب انگیزی را در آن شاهد هستیم، وجود اقوام و نژادهای مختلف که هر کدام دارای ویژگی های فرهنگی و اجتماعی منحصر به فرد خود هستند و همچنین پیشینه غنی تاریخی و فرهنگی این سرزمین باعث شده که ما شاهد تنوع بسیار زیاد و بی نظیری در موسیقی نواحی ایران زمین باشیم.سید فؤاد توحیدی پژوهشگر موسیقی نواحی ایران در رابطه با موسیقی نواحی به خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران( ایسنا) در تعریف موسیقی نواحی گفت: این نوع موسیقی ، همانطور که از نامش برمی آید، موسیقی نواحی مختلف است که با ویژگی های خاص اجتماعی ، فرهنگی و تاریخی هر ناحیه شکل گرفته است و به طور کلی می توان این نوع موسیقی را انعکاس آداب و رسوم، فرهنگ و باورهای هر منطقه دانست و با کمی تامل در شنیدن موسیقی هر قسمت می توان تا حد زیادی به شرایط زندگی و باورهای آن منطقه نزدیک شد.وی اضافه کرد : نوع فواصل موسیقیایی و چینش موتیف ها و روند حرکتی یک ملودی و گردش های ملودیک به اضافه ریتم های اجرائی می تواند ما را به روحیات و احساسات افراد خلق کننده این ملودی ها نزدیک نماید و این یکی از اهداف یک پژوهشگر موسیقی است.
فؤاد توحیدی ادامه داد: موسیقی نواحی معمولاً به دو روش تقسیم بندی جغرافیایی و تقسیم بندی فرهنگی است که در ایران بیشتر این تقسیم بندی بر محور جغرافیایی است که من شخصاً تقسیم بندی فرهنگی را در این مقوله مناسب تر می دانم. این پژوهشگر موسیقی نواحی ایران در خصوص جایگاه موسیقی نواحی ایران در بین موسیقی نواحی سایر کشورها اظهار داشت: ایران یکی از کشورهایی است که تنوع موسیقی اعجاب انگیزی را در آن شاهد هستیم.وجود اقوام و نژادهای مختلف که هر کدام دارای ویژگی های فرهنگی و اجتماعی منحصر به فرد خود هستند و همچنین پیشینه غنی تاریخی و فرهنگی این سرزمین باعث شده که ما شاهد تنوع بسیار زیاد و بی نظیری در موسیقی نواحی ایران زمین باشیم که نمونه آن در کمتر کشوری به چشم می خورد. وی اظهار داشت: برای پیشرفت و حفظ موسیقی نواحی ، این گنجینه بزرگ فرهنگی باید آنرا ثبت و ضبط و سپس ارائه دهیم، متاسفانه در اکثر نواحی ایران موسیقی در غربت و مهجوریت بسیار به سر می برد و به مرور زمان گرد فراموشی روی این سرمایه عظیم فرهنگی را خواهد گرفت .دلیل اصلی این امر هم عدم توجه مخاطبان و دور شدن حتی افراد محلی از فرهنگ غنی و ریشه دار خودشان است که این مشکل به خاطر تلقین های غیرمنصفانه متعصبین و همچنین هجوم همه جانبه فرهنگ بیگانه به جای جای این سرزمین است. توحیدی یادآور شد: اگر واقعاً کاری برای نجات بخشی این میراث بزرگ فرهنگی نشود مطمئناً تا دهه هایی دیگر فقط می توانیم در آرشیوها و موزه ها ردی از این هنر را بیابیم. شاید ورود رسانه های صوتی و تصویری به نواحی مختلف کشور از هر عامل دیگری باعث تخریب داشته های فرهنگی هر منطقه شده است و درست این است که بگوئیم همین رسانه می تواند باعث نجات رونق دهی و احیای دوباره این هنر گردد. این پژوهشگر موسیقی نواحی ایران با اشاره به فواید برگزاری جشنواره موسیقی نواحی گفت: بیشترین فایده این جشنواره ها آشنایی بیشتر مخاطبین با موسیقی نواحی ایران زمین است و دوم تقویت حس خودباوری است که در هنرمندان موسیقی نواحی ایجاد می شود.بطور کلی دعوت هنرمندان به جشنواره موسیقی نواحی نوعی قدرشناسی است نسبت به هنر والای این هنرمندان پربار ولی بی ادعا. توحیدی همچنین در خصوص اثرات منفی جشنواره ها خاطرنشان کرد: البته در این میان نمی توان اثرات منفی این جشنواره ها را نادیده گرفت، بدترین اثر برگزاری این جشنواره ها تاثیراتی است که هنرمندان خاسته یا ناخواسته بر روی کار یکدیگر می گذارند بطوریکه شاهد اجرای نغمات مناطق دیگر کشور توسط هنرمندان غیربومی آن منطقه بوده ایم و ایراد دوم شهری شدن روح پاک این هنرمندان و دور شدن آنها از فضای معنوی ذهن سرشار از طراوت خودشان است که در اثر دور شدن مقطعی و آشنایی با زرق و برق های ظاهری شهرها به وجود می آِید و تاثیرات منفی جدی بر هنر این هنرمندان می گذارد. وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه برای جلوگیری از کمرنگ شدن این موسیقی به خاطر هجوم فرهنگ بیگانه چه راهکارهایی باید اندیشید؟ گفت: غربیها فرهنگ خود را به وسیله هجوم رسانه ای و تبلیغاتی به ملت ها تزریق و تلقین می کنند و تنها راه مقابله این است که ما هم بتوانیم با ارائه صحیح موسیقی ارزشمند خود مخاطبان را به سمت داشته های غنی خود متمایل نمائیم. این پژوهشگر موسیقی نواحی ایران در ادامه مطلب فوق گفت: متاسفانه در حال حاضر حتی نمایش شکل ظاهری سازهای ما از رسانه ها حذف شده است و جوان های ما تنها شمایل سازهای غربی را در شبکه های ماهواره ای و سایر اقلام تصویری مشاهده می کنند پس تنوع اینکه این افراد بدنبال فراگیری سازهایی بروند که هرگز حتی آنها را مشاهده نکرده اند توقع بی جایی است و راه دوم این است که شرایط بهتری برای هنرمندان نوحی ایجاد نمائیم از جمله بیمه این هنرمندان و سایر روش های تشویقی و رفاهی برای دلگرم کردم این افراد و نسل بعد از آنها به ادامه این هنر. فؤاد توحیدی در مورد تدریس موسیقی نواحی در دانشگاه ها یادآور شد: بهتر است که شرایطی را ایجاد کنیم که تدریس توسط اساتید محلی و در همان نواحی ایجاد شود و اثر اساتيد موسيقي نواحی توسط اساتید دانشگاه و دانشجویان رشته ی موسیقی تجزیه و تحلیل، آوانگاری ، مکتوب، ثبت و ضبط شود. وی وضعیت آموزشی موسیقی نواحی کشور را خوب ارزیابی نکرد و گفت: متاسفانه وضعیت آموزشی خوبی را شاهد نیستیم و تعداد زیادی از اساتید موسیقی نواحی ایران نتوانسته اند کسی را جایگزینی خود آموزش دهند که بیشترین دلیل این امر عدم علاقه مندی فرزندان و سایر افراد محلی برای ادامه راه این هنرمندان است اگر ما نتوانیم شرایط خوبی را برای زندگی این هنرمندان ایجاد کنیم مسلماً دیگر کسی تمایلی به ادامه این مسیر نخواهد بود. این پژوهشگر موسیقی نواحی ایران در رابطه با معرفی این موسیقی به جهانیان اظهار داشت: شرکت گروه های موسیقی نواحی به طور پراکنده در جشنواره های مختلف البته با عدم برنامه ریزی دقیق و حساب شده که باعث کم اثر شدن این حرکت شده و دوم پخش آثار صوتی و مکتوب از موسیقی نواحی بوده که باز مقطعی و بدون برنامه ریزی صحیح انجام گرفته است. فؤاد توحیدی در پایان گفت: بی توجهی به این گنجینه گرانبها ، بی توجهی به هویت ملی و آئین خودماست و به تدریج باعث نابودی این فرهنگ غنی و جایگزینی آن با فرهنگ های وارداتی خواهد شد. |
قطار ايستاده،اما من مي روم
ايستگاه من ، فقط تويي
مصاحبه مهسا حقانیت،خبرنگار كرمان امروز با سيد فواد توحيدي
این روزها اگر در کرمان جشنواره ی موسیقی، کنسرت موفق و یا پژواکی برگزار شود، نام «سید فؤاد توحیدی» در قلب این فعالیت ها خودنمایی می کند. سال هاست که این هنرمند، نه به واسطه ی زخمه ها و کوبه هایش و نه برای سروده های عارفانه و عاشقانه اش بلکه به پاس زحماتش در عرصه ی موسیقی و صفای باطنش، محبوب هنردوستان شده است.
***
در بیستمین روز از آذر ماه سال ۱۳۵۰ ، آقا سید محمود توحیدی و همسر نجیب و فرزانه اش، نخستین فرزند خود را در آغوش کشیدند. «سید فؤاد».
سید فؤاد توحیدی چهار سال بیشتر نداشت که در مشهد، صدای ساز نوازنده ی دوره گردی را شنید و شیفته ی نغمه های ساز او شد. از آن زمان بود که غنچه های ذوق موسیقی او شکوفا شد. ذوقی که پدر را وادار کرد تا با تکه ای چوب و یک کاسه ی فلزی، سه تار مانندی را برای او درست کند. در سال پنجم زندگی، نخستین ساز که «ملودیکا» بود برای توحیدی خریداری شد و او پا به عرصه ی موسیقی گذاشت. این هنرمند جوان در هشت سالگی ساز «دف» را در خانقاه کردستان دید و به آن علاقه مند شد. این در حالی بود که در آن روزها هیچ دف نوازی در کرمان حضور نداشت. توحیدی با نگاه کردن به دستان نوازندگان دف نواز، پاره ای از علم دف نوازی را آموخت به ویژه زمانی که بیژن کامکار- نوازنده چیره دست دف- به همراه زنده یاد ایرج بسطامی به کرمان می آمد، نکات ظریفی را نیز از این هنرمند فرا می گرفت. همچنین سفر به کردستان و دیدار با خلیفه میرزا غوثی و خليفه كريم صفوتي ، دو دف نواز برجسته ی ایران، سید فؤاد ۱۴ ساله را به یکی از بهترین دف نوازان کشور تبدیل کرد.
پس از ساز دف، او به سمت سازهای «تار»، «سه تار» و «تنبور» گرایش پیدا کرد و در این باره از حضور استادانی چون صدیق، داریوش برهانی، محمود خیامی و حمید ایلاقی در کرمان و داوود آزاد، علیرضا فیض بشی پور،محمد رضا درويشي، محمدرضا ابراهیمی و رعنایی در تهران بهره برد و برای آموختن فنون آواز نزد استاد محمد میرزایی رفت.
توحیدی گواهینامه ی دیپلم خود در رشته ی علوم تجربی را از دبیرستان شهدای ۱۰ کرمان گرفت و تحصیل خود را در رشته مدیریت بازرگانی در دانشگاه آزاد کرمان تا مرحله ی کارشناسی ادامه داد.
او در ۱۲ سالگی به همراه برادرانش«عماد» و «وداد» گروه دف نوازان را تشکیل داد که بیژن کامکار پس از مشاهده اجرای زیبای این هنرمندان، دف خود را به برادران توحیدی هدیه داد و اعلام کرد: این اجرا نخستین گروه نوازی دف در ایران بوده است.
سید فؤاد توحیدی در گروه های موسیقی «صوفی»، «نوروز»، «خواجو»، «صبای کرمان»، «چاووش» و «بیستون تهران» هنرنمایی کرده است و در سال ۱۳۶۵ گروه دف نوازان ارفع کرمانی را با حضور ۳۰ نفر از هنرجویان خود راه اندازی کرد و پس از آن نیز گروه های سه تار نوازان، تنبور نوازان و هوار نوازان ارفع را تشکیل داد و اکنون نیز سرپرست گروه موسیقی عرفانی ارفع است که هنرمندان این گروه بسیاری از سازهای موسیقی سنتی ایران را می نوازند. این نوازنده ی چیره دست سازهای دف، تار، دو تار، سه تار، هوار، تنبور، عود، باغلاما و سازهای کوبه ای محلی کرمان را می نوازد و تدریس می کند.
در سال ۷۷، جلسه ای با حضور آقای مرادخانی، رییس وقت انجمن موسیقی کشور و چند نفر از هنرمندان کرمانی در شهر کرمان برگزار شد و زمانی که مرادخانی گزارشی را از وضعیت خوب موسیقی استان کرمان شنید از کرمانی ها خواست تا نخستین جشنواره موسیقی نواحی کشور را در کرمان برگزار کنند که آقای جعفری مدیر کل وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی استان از این برنامه استقبال کرد و بدین ترتیب نخستین جشنواره موسیقی نواحی کشور در سال ۷۸ به میزبانی کرمان برگزار شد.
در سه سال ابتدایی جشنواره موسیقی نواحی کشور از استان کرمان فقط دو هنرمند در این جشنواره حضور داشتند ولی از سال چهارم به بعد گروه های دف نوازان، تنبور نوازان و هوار نوازان ارفع در جشنواره شرکت کردند.
در سومین سال برگزاری جشنواره موسیقی نواحی کشور، آقای جعفری مسؤولیت دبیرخانه دائمی جشنواره را به سید فؤاد توحیدی واگذار کرد و در زمان مدیریت حجت الاسلام ملانوری نیز این امر تکرار شد. به گفته ی توحیدی، دبیرخانه جشنواره موسیقی نواحی کشور با امکانات مناسبی آغاز به کار کرد و پس از آن نیز گروه تحقیق و پژوهش موسیقی نواحی استان کرمان به سرپرستی این هنرمند راه اندازی شد.
ارائه ی آمار و اطلاعات از سوی گروه تحقیق و پژوهش موسیقی نواحی کشور به آقای محمدرضا درویشی، پژوهشگر موسیقی نواحی و نویسنده ی دایره المعارف موسیقی نواحی کشور، وی را چنان به وجد آورد که بلافاصله به کرمان آمد و به برخی از مناطق موسیقی خیز استان سفر کرد و با افتخار کرمان را دریایی عظیم و ناشناخته از سازها و مقام های نواحی ایران خواند و موسیقی نواحی استان را از نظر کیفی و کمی هم اندازه با سه استان موسیقی خیز کشور دانست. شناسایی سه هزار نوازنده موسیقی نواحی و سازهای بی نظیری چون دُرَک، جوغ، چوغرو، جاریگ، چنگ قوطی، سورنای گِلی، سوتک اناری و یَروتی، حضور در جشنواره های فجر، ذکر و ذاکرین، چاووش خوانی، سحری خوانی، نعت خوانی و سروش ستایش، انتشار ۳ سی دی موسیقی نواحی با نام کویرانه و راه اندازی جمعیت دوستداران موسیقی نواحی استان کرمان با ۳۵۰ نفر عضو فعال از مهمترین دست آوردهای گروه تحقیق و پژوهش موسیقی نواحی استان به سرپرستی سید فؤاد توحیدی است. به دلایل گوناگونی جشنواره موسیقی نواحی کشور در دو سال گذشته برگزار نشد ولی با تلاش های توحیدی و شهرام ابوعامری، نخستین جشنواره موسیقی نواحی استان در شهریور ماه جاری در کرمان برپا شد.
بایستی یادآور شد با تغییر مدیریت فرهنگ و ارشاد اسلامی استان و با هدف تعطیلی دبیرخانه موسیقی نواحی کشور- که تنها میعادگاه هنرمندان موسیقی کشور بود- هزینه های این دبیرخانه و حق الزحمه ی مسؤول آن قطع شد!
توحیدی علاوه بر حضور در عرصه ی موسیقی از دوران نونهالی در رشته کاراته به فعالیت پرداخت و در این زمینه علاوه بر کسب مقام های استانی و ملی و مدارک داوری ملی، مدتی رییس کمیته ی داوران سبک شینوریو شیتوکای استان بود.
وی در دوره ی راهنمایی کاریکاتورهایی را می کشید که این آثار در نشریات محلی، روزنامه سراسری اطلاعات و مجله ی جوانان به چاپ رسید و در ۱۴ سالگی رتبه نخست داستان نویسی را در استان به دست آورد. او هنر خطاطی را نزد استاد مؤدب، نواب زاده و میرزایی فرا گرفت. این جوان هنرمند در ساخت آثارهنري فرفورژه نیز مهارت دارد و یکی از نخستین افرادی بود که در کرمان به این هنر روی آورد.
حضور در آلبوم های «از عشق گفتن»، «غوغا»، «کولی کوبی»، «ذوالجناح»، «قلندروار» و سی دی های موسیقی عرفانی کرمان و آهنگسازي بيش از۳۰ ترانه و ۲۰ پيش درآمد و چهارمضراب از دیگر فعالیت های سید فؤاد توحیدی در زمینه موسیقی است.
تا کنون بیش از ۴۰ مقاله با موضوع موسیقی از توحیدی در مجلاتی مانند مقام موسیقیایی، هنر و موسیقی، آهنگ، فرهنگستان هنر، شور بی گاه، فصلنامه صوفي ، کتاب مقالات عرفانی، روزنامه های سراسری و نشریات محلی استان به چاپ رسیده است.
این مدرس موسیقی سنتی ایرانی که تدریس هنر را از ۱۵ سالگی شروع کرده و صدها هنرجو را آموزش داده است به هنرجویان توصیه می کند، وارد باند بازی ها و جریانات فرعی نشوند و وقت خود را صرف یادگیری هنر کنند. با بد گفتن به استادان موسیقی، قداست هنر را پایین نیاورند و تنها به موسیقی علاقه نداشته باشند بلکه عاشق آن شوند و بدانند اگر هر موضوعی تاریخ مصرف دارد، موسیقی می تواند تا پایان زندگی همراه آدمی باشد.
سید فؤاد توحیدی در جشنواره ها و در بسیاری از شهرهای ایران و کشورهای مالزی، ترکیه، سنگاپور و امارات به اجرای برنامه هنری پرداخته است و در سال ۸۴ و در جشنواره ذکر و ذاکرین به عنوان پژوهشگر نمونه کشور معرفی شد.
وی تصریح می کند: با توجه به فقر هنر موسیقی در زمینه ی استاد، نوازنده و مراکز تدریس در استان، عملکرد کرمانی ها در عرصه موسیقی قابل قبول است.
توحیدی از دوازده سال قبل سرودن شعر را آغاز کرد و تا به امروز بیش از یکصد غزل و تعدادی رباعی، ترانه و دوبیتی در پرونده ی شعری او ثبت شده است.
ترانه ی «جان جانان» در برنامه های هنری و ترانه ی «پای پیاده» در آلبوم «قلندروار» با صدای علیرضا افتخاری و آهنگسازی سیدعماد توحیدی اجرا شده است.
غزل «و من برگ بودم»، جدیدترین سروده این شاعر خوش قریحه ی کرمان است:
«و من برگ بودم که توفان گرفت/ و دیدم که این قصه پایان گرفت/ بهار تو آمد به دیدار من/ و آخر مرا از زمستان گرفت/ کویر تَنَت را به باران زدند/ تن آسمان از عطش جان گرفت/ تو می رفتی و چشم من چشمه بود/ و من خیس بودم که باران گرفت/ عجب بارشی بود بر جان من/ که چون رودی از عشق جریان گرفت/ هوای تو بود و خیال تو بود/ که دست مرا در خیابان گرفت/ حقیقت همین است ای نازنین/ که چشمت غزل داد و ایمان گرفت/ تو و کوچه و آن زمستان سرد/ و من برگ بودم که توفان گرفت»
سید فؤاد توحیدی از سال ۸۳ با همکاری چند نهاد دولتی برنامه ی تخصصی موسیقی با عنوان «پژواک» و با حضور استادانی چون همایون خرم، رضا مهدوی و سیدعلیرضا میرعلینقی را در شهر کرمان برگزار کرد و با آغاز به کار دولت جدید که دیگر، این برنامه اجرا نشد، او با هزینه شخصی، همایش ردیف نوازان و کارگاه تنبور نوازی پژواک را با حضور استاد ایلاقی و استاد علی اکبر مرادی اجرا کرد.
وی درباره ی پژواک ها، می گوید: برپایی این برنامه ها باعث آشنایی قشر جوان با استادان موسیقی کشور و بالا رفتن سطح اطلاعات آنها می شود و دوستداران هنر را به سمت موسیقی اصیل و فاخر سوق می دهد.
توحیدی می افزاید: استقبال مردم از برنامه پژواک پرشور و اشتیاق بود. به عنوان نمونه در یکی از پژواک ها که در روز انتخابات رییس جمهوری برگزار می شد، فرماندار وقت به تالار عماد آمد و به علت ازدحام جمعیت به صورت ایستاده برنامه را تماشا کرد.
سید فؤاد توحیدی به جز استادان خود به هنرمندان بزرگی مانند: محمدرضا شجریان، مجید کیانی، علی اکبر مرادی، هوشنگ ظریف، محمدرضا لطفی و جلیل شهنار علاقه دارد.
او معتقد است، هنرمند بایستی آگاه باشد، هنر ودیعه ای است که از سوی خداوند به او داده شده است. هیچ حس غروری نباید در وجود هنرمند باشد، چرا که او فقط مأموری است که باید اصوات الهی را به گوش مشتاقان برساند.
وی تصریح می کند: هنرمندان باید بالاتر از سطح جامعه بیندیشند و وارد جریانات سیاسی نشوند. این هنرمند فرهیخته، عواملی چون ایجاد همدلی و همفکری و از بین رفتن بخل و حسادت بین هنرمندان موسیقی، راه اندازی ستاد ویژه ای برای رسیدگی به مشکلات هنرمندان، ایجاد اعتماد بیشتر نهادها به ویژه اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و استانداری نسبت به هنرمندان، رفع موانع برگزاری نشست های تخصصی و کنسرت ها و به کار گیری افراد متخصص و متعهد را برای پیشرفت موسیقی استان کرمان، مؤثر می داند.
سال هاست، توحیدی با هدفی مقدس و ارادتی که به امیرالمؤمنین(ع) و همچنین پدرش دارد با همکاری بسیاری از هنرمندان کرمانی در روز تولد امام علی(ع) و در روز سالگرد فوت ارفع کرمانی، شاعر فرهیخته ی کرمان، دو برنامه ی بزرگ هنری را اجرا می کند. حضور هزاران نفر از مردم ایران در این آیین باشکوه، نشانگر تأثیرگذار بودن این برنامه است. سید فؤاد توحیدی درباره ی روند موسیقی ایرانی می گوید: ما در زمینه ی هنر جویان موسیقی پیشرفت داشته ایم ولی متأسفانه، از نظر معنوی و احساسی عقب گرد کرده ایم، به طوری که آهنگ ها تکنیکی اما بدون حس هستند.
وی از دوران مدیریت آقای جعفری و ملانوری در فرهنگ و ارشاد اسلامی استان به خاطر حمایتی که از هنرمندان داشتند، به عنوان بهترین سال های شکوفایی فرهنگ و هنر استان کرمان یاد می کند و می افزاید: امروز، مسؤولان فرهنگی و هنری استان به جای حمایت از هنرمندان بر آنها نظارت می کنند و نمی دانند اگر آزادی را از هنرمند بگیرند، او دیگر هیچ کار فاخری برای ارایه ندارد.
او برگزاری کنسرت موسیقی در کرمان را عبور از هفت خوان رستم می داند و می گوید: به طور مثال، برای برگزاری کنسرت مرادی که در اواخرسال هشتادوشش در کرمان برگزار شد از ۴۵ روز قبل از کنسرت برای اخذ مجوز اقدام کرده بودیم که تنها یک هفته مانده به اجرای برنامه، به خاطر نوازنده خارجی گروه ایراد گرفتند و این در حالی بود که همین نوازنده با مجوز حوزه هنری در دیگر شهرهای کشور برنامه اجرا کرده بود و همچنین پس از حذف وی و صدور مجوز، حراست اداره فرهنگ و ارشاد شهرستان از پخش پوسترها که عکس این هنرمند بر روی آنها بود جلوگیری کرد و این برنامه بدون هرگونه تبلیغی انجام شد.
بسیاری از هنرمندان کرمانی به دلایل گوناگون از این استان مهاجرت کرده اند. سید فؤاد توحیدی درباره ی دلایل خود برای ماندن در کرمان می گوید: در این شهر امکانات تفریحی مناسبی برای جوانان نیست و اگر همین معدود معلمان موسیقی هم از کرمان بروند، ممکن است بچه های ما به راه های نادرستی کشانده شوند.
او می افزاید: زمانی که می بینم در دست جوانی به جای سیگار، یک ساز است، افتخار می کنم و از سوی دیگر من موسیقی را در کرمان یاد گرفته ام و دوست دارم این هنر را در همین شهر اشاعه دهم.
وی خاک الهام بخش و فضای عرفانی بی نظیر کرمان را یکی دیگر از علل ماندن در این دیار ذکر می کند.
توحیدی، حدود ۲۵۰ ساز شخصی خود که در واقع سرمایه اصلی زندگی اش است را بدون هیچ چشمداشتی در موزه ی ساز کرمان به نمایش گذاشته و با پیشنهاد او برادرش سید عماد نیز در حال جمع آوری بزرگترین مجموعه عکس موسیقی کشور از زمان قاجار به بعد برای اهدا به این موزه است.
چاپ کتاب دوره عالی دف نوازی(شامل هزار تمرین و ۶۰ قطعه برای دف)، کتاب قطعاتی برای تنبور(حاوی ۴۵ قطعه برای ساز تنبور)، کتاب موسیقی نواحی استان کرمان، انتشار آلبوم های کویرانه و همکاری با چند ارگان دولتی در زمینه ثبت موسیقی نواحی کرمان در جهت پیشبرد این هنر از مهمترین برنامه های توحیدی در آینده ای نزدیک است.
توحیدی در زندگی، پدر را به عنوان الگو انتخاب کرده است و به درستی وجود روحانی و عرفانی «ارفع» را می توان در «سید فؤاد» احساس کرد و بی شک سید فؤاد توحیدی در دل تاریخ موسیقی ایران جای خواهد گرفت.
خیالت کنارم نفس می کشد
و دور وجودم ، قفس می کشد
چه رمزی است در برق چشمان تو
که دل را به اوج هوس می کشد
ببین جذبه ی گرم رویاییت
مرا از طبس، تا ارس می کشد
چه صیاد رندی است ، سودای تو
دمی می رهاند، سپس می کشد
مگر میر این قافله مرده است
که این کاروان را، جرس می کشد
چرا می هراسید از غیرتم
مگر مرده اش هم ، نفس می کشد
سید فواد توحیدی
نگاه کن که ببینی ، چو باد رقصانم
شبیه غرش رعدم ، خروش توفانم
سرود کوچ پرستو ، عجیب دلگیر است
ترانه ای که برای کسی ، نمی خوانم
بریز قصه ی ما را ، درون نی لبکت
که من دروغ بزرگی ، برای چوپانم
نگاه گرم تو روح مرا به خود می خواند
اسیر کفر تو می شد ، تمام ایمانم
اگر که باز رسیدی ، به باز خوشبختی
بگو که منتظر دیدنش نمی مانم
اگر چه یکسره در دامن بیابانم
هنوز منتظر روی خیس بارانم
در این دقایق آخر که مانده است هنوز
نگاه کن که ببینی ، چو باد رقصانم
سید فواد توحیدی
در حنجره ام ، قدرت فریاد، نماندست
از عشق به جز همهمه در باد نماندست
انگار کسی بین من و ما و شما نیست
افسوس که از یار، به جز یاد نماندست
شیرینی عاشق شدن از ذهن زمان رفت
از عشق به جز قصه ی فرهاد نماندست
دیگر من و تو از چه دری داد بگیریم؟
بر روی زمین، جز در بیداد نماندست
یک عمر به امید وصالش بنشستیم
امید به این وعده ی میعاد نماندست
امسال زمین در تب پاییز نلرزید
شاید به دلش ، حسرت خرداد نماندست
بیهوده مرا باز به فریاد مخوانید
در حنجره ام، قدرت فریاد نماندست
سید فواد توحیدی
پای پیاده می رود ، قافله ی نگاه من
تا برسد به چشم تو، ای مه شامگاه من
هزار حرف گفتنی دارم و دم نمی زنم
کاش خودت بخوانی از، پنجره ی نگاه من
وقت سفر عزیز من، ساز به دست من مده
اسیر مویه می شود ، مخالف سه گاه من
شب است و شب ، و سایه ها، و جغدها، خرابه ها
میان این سیاهه ها، فقط تویی پناه من
تو رد شدی از این طرف ، وشیشه های خانه ام
بخار زد و مات شد، ز هرم گرم آه من
تو آفتاب روشنی ، تو ماه هر شب منی
بپاش نور خویش را، به سایه ی سیاه من
اگرچه رفته ای ولی، قصه ی عشق ماندنی است
یاد تو مانده تا ابد ، در دل بی پناه من
سید فواد توحیدی
باد کجا می بری ، قاصدک خسته را
عشق کجا می کشی ، این دل بشکسته را
آی کبوتر بخوان ، نغمه ی خورشید را
غرق مناجات کن ، غربت گلدسته را
خانه ی دلبستگان ، قله ی پرواز نیست
دامنه ها بسترند ، مرغک پر بسته را
باز تماشا کنید ، بر سر بازار عشق
داغ جنون می زنند ، عاشق دلخسته را
مرکز هر ذره ای، وسعت بی انتهاست
کیست که پیدا کند ، هستی این هسته را
ما که اسیر منیم ، تار به خود می تنیم
کاش کسی بشکند ، این قفس بسته را
آی سحر برفروز، در دل ظلمت سرا
بلکه به پایان بری ، این شب پیوسته را
سید فواد توحیدی
کاش می شد که کسی دست به کاری بزند
آب سردی به تن بوته ی خاری بزند
زرد رویی به ته کوچه ی بن بست رود
دست عشقی به رخ سرخ نگاری بزند
یک نفر نیست چو حلاج که برخیزد باز
سر خود را به طناب سر داری بزند؟
کاش مشتاق وشی باز بیاید در شهر
زخمه ای بر دل خونین سه تاری بزند
سالها دور و بر ما و شما پاییز است
یک نفر نیست که حرفی ز بهاری بزند؟
کاش در حنجره ام قدرت فریادی بود
تا به فتوای جنون، داد و هواری بز ند
باده ای در کف ما می زدگان نیست که نیست
کاش می شد که کسی دست به کاری بزند
سید فواد توحیدی