هواي او
شنبه, شهریور ۲۸م, ۱۳۸۸وقتي نگاه من به تنش راه مي رود
ذرات جان من همه با آه مي رود
تنها نمي رود دل من در هواي او
خورشيد هم به خاطر اين ماه مي رود
چون باد مي وزد، همه جا در خيال من
چون باد هر كجا كه رود، كاه مي رود
در حسرت وصال زليخائيش ببين
يوسف خودش به سينه ي اين چاه مي رود
وارد مشو به بازي شطرنج عشق او
صدها پياده بر سر اين شاه مي رود
غمگين كنار موج مشيت نشسته ام
زيرا خدا به ساحل غم راه مي رود
فواد توحيدي