پای فاصله
آبان ۹م, ۱۳۸۸من را درون خاطره ها پیر کرده ای
دل را به پای فاصله زنجیر کرده ای
رودی، که تا به ساحل غم می بری مرا
عشقی، که لای سینه ی من گیر کرده ای
خود را نشانده ای به بلندای اختیار
من را سوار شانه ی تقدیر کرده ای
بی تاب رفتنی، ولی ای نازنین من
فکری برای این دل بی پیر کرده ای؟
دیدم درون خون خودم غلت می زنم
خواب مرا چه خوب تو تعبیر کرده ای
هر کس که می رسد به دلم پنجه می کشد
خرگوش های غائله را شیر کرده ای
آرش کمان کشیدنت این بار دیدنی است
خود را سوار غربت یک تیر کرده ای
من تازه مرده ام به گمانم دو ساعت است
امشب برای دیدن من دیر کرده ای
فواد توحيدي
آبان ۱۰م, ۱۳۸۸ ساعت ۹:۰۴ ق.ظ
سلام
حال شما
دوستتون داریم اقا
شعر«لعنتی» شما تو فضای شب شعر وساز شاهکار بود و….
درخدمتیم
آبان ۱۲م, ۱۳۸۸ ساعت ۳:۵۴ ق.ظ
سلام استاد .شعرهاتون خیلی قشنگن .بزرگترهام همیشه شعرهاتون رو بلند می خونند و من خیلی خوشم میاد .دوستتون دارم
آبان ۱۲م, ۱۳۸۸ ساعت ۷:۵۴ ق.ظ
…و بهار شاید همین باشد.باشی همیشه!
آبان ۱۲م, ۱۳۸۸ ساعت ۶:۴۸ ب.ظ
ای جان
آبان ۱۲م, ۱۳۸۸ ساعت ۶:۴۸ ب.ظ
دوری ماهم دور……………………….
آبان ۱۴م, ۱۳۸۸ ساعت ۹:۱۴ ب.ظ
استاد ارادتمنديم. اي كاش كاراي گروه رو تو يك پكيج ارائه ميدادين
آبان ۱۶م, ۱۳۸۸ ساعت ۳:۴۶ ق.ظ
خلوت خوش
مرا به خنکای حسرت دعوت کن
خون دلم را با شکر شربت کن
بانگی ست غمین که می پیچد از دل کوه
این سر به زیر شیدایت را همیشه نصیحت کن
شکست اشکم همه را حزین می کند
ز حزن قافله هر چه خواستی شکایت کن
گم شده وجودم در میان این طوفان
به هر طوفان که خواستی مرا هدایت کن
قصه ی نا بکام زندگی ام را شنیدی
برو برای هر که خواستی حکایت کن
آبان ۲۱م, ۱۳۸۸ ساعت ۴:۳۸ ق.ظ
سلام استاد یک کار انجام دادم که کاملاً حسیه و اصلاً فکر نکردم چی بکشم خوشحال می شم نظرتون رو بدونم در ضمن از روزی که شما رو از نزدیک دیدم بیشتر دوستتون دارم .
آبان ۲۱م, ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۰۶ ق.ظ
manam ke maelume, be dashtane baradari mesle to eftekhar mikonam…
sheeret besyar ziba va ravun bud…duset daram
آبان ۲۴م, ۱۳۸۸ ساعت ۷:۵۰ ق.ظ
دوستت دارم! شاد باشي !
آبان ۲۴م, ۱۳۸۸ ساعت ۳:۵۴ ب.ظ
ناز نفست فواد عزیز… بسیار زیباست… مخصوصا بیت آخر که واقعا بیت فوق العاده شگفت انگیزیست و من با خوندنش حقیقتا شوکه و غافلگیر شدم !!…
اجازه میدی تکرارش کنم ؟:
من تازه مرده ام به گمانم دو ساعت است!
امشب برای دیدن من دیر کرده ای!
طبع نازنینت همیشه جوشان باشه… و صدای شورانگیز سازت همیشه طنین انداز… فدای تو..
آبان ۲۶م, ۱۳۸۸ ساعت ۶:۰۴ ب.ظ
Dar azal partoye hosnat ze tajalli dam zad eshgh peida shodo atash be hame alam zad
آبان ۲۷م, ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۱۵ ق.ظ
… پدر یعنی : عاشقی سابق بر این
که این چیز ها را با شاخه ای گل تقدیم نمی کرد .
می آمد — داد می زد — یا الله — کسی منزل نیست ؟
و منزل کسی نبود که عشق را ملتفت نشود …
” آفریدگاران فروتن شعر ” به روز است . منتظر نقد و نظر ها تان هستیم .
آذر ۱م, ۱۳۸۸ ساعت ۲:۴۶ ب.ظ
hey
دی ۲۰م, ۱۳۸۸ ساعت ۸:۳۸ ب.ظ
آقای توحیدی با سلام: شعرهای ناب وپر احساسهایی شما نوازشگر روح است لحظه های شاد داشته باشید.
بهمن ۷م, ۱۳۸۸ ساعت ۱:۵۴ ب.ظ
ما مرده ایم
در این حصار سربی شب آرمیده ایم
ما در میان گورهای بهم تافته در فکر زندگی
از ابتدای نفس به کفن خانه برده ایم…
فروردین ۱۴م, ۱۳۸۹ ساعت ۲:۱۵ ب.ظ
salam
mamnuna az hozure garmetun tu webam
ke baese khoshhalim shod
age baz ham vaght dashtid
ghesmatisho tu webam begzarunid
albate
age vaght dashtid
ta salami digar bedrud
خرداد ۳۰م, ۱۳۸۹ ساعت ۶:۵۹ ب.ظ
عشقي كه لاي سينه من گيركرده اي…