خانه ی بی پنجره
آذر ۱م, ۱۳۸۸پروانه اگر باشد و پر داشته باشد
مانند حسینی است که سر داشته باشد
غم مثل درختی است که در باغچه ی دل
بر گرده ی خود زخم تبر داشته باشد
سخت است در این خانه ی بی پنجره باشی
وقتی دل تو شوق سفر داشته باشد
امروز بکوبید و برقصید و بخندید
شاید که بر این بغض اثر داشته باشد
در پیش تو ای ماه تر از ماه تر از ماه
سیاره که باشد که قمر داشته باشد
برگرد تو ای حسرت یغما شده برگرد
تا کی دل من چشم به در داشته باشد
تا روز ابد بی خبر و عاشق و مست است
از دلبر ما هر که خبر داشته باشد
فواد توحيدي
آذر ۱م, ۱۳۸۸ ساعت ۲:۱۷ ب.ظ
سلام استاد گرامي
بنده اهل كرمان و دانشجوي كارگرداني تلويزيون هيتم . قرار است درباره سازهاي محلي كرمان مستندي بسازم . از شما تقاضا دارم در اين زمينه با من همكاري كنيد آخر اين هفته كرمان هستم اگر امكان داشته باشد در اين فرصت با شما ملاقاتي داشته باشم . مرسي
آذر ۱م, ۱۳۸۸ ساعت ۲:۵۱ ب.ظ
heeeey
آذر ۱م, ۱۳۸۸ ساعت ۶:۱۰ ب.ظ
salam ostad.delam bad jori gerefte chon az diyare kariman door oftadam har vaght gozari az moshtaghiye dashtin salame mano be hazrate eshgh beresonin.ba in kar lotfe bozorgi be man mikonin.sabz bashid hagh negah daretun.
آذر ۱م, ۱۳۸۸ ساعت ۶:۴۷ ب.ظ
دارد هر که مولا جان تو را
یتیمی ست که صد پدر داشته باشد
آذر ۱۰م, ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۵۲ ب.ظ
سلام به فؤاد نازنین… بسیار زیباست و مسحورکننده…. الحق که فرزند خلف “ارفع” هستید که طعم دل انگیز “یاس ها و داس ها” ی اون مرد بزرگ رو هرگز و تا آخر عمر از یاد نخواهم برد…
اجازه بده باز هم عرض کنم که شاه بیت این غزل به نظر من کدوم بیت است؟
این بیت :
سخت است در این خانۀ بی پنجره باشی
وقتی دل تو شوق سفر داشته باشد…
هرچند که بیت آخر هم محشر است…. فدای تو فواد عزیز.
آذر ۱۰م, ۱۳۸۸ ساعت ۱:۳۱ ب.ظ
میوه ی پنهان دو باغ
یادداشتی از سید علی میرافضلی بر غزلی از حامد حسین خانی
” آفریدگاران فروتن شعر ” به روز است . منتظر نقد و نظرتان هستیم .
آذر ۱۰م, ۱۳۸۸ ساعت ۲:۱۷ ب.ظ
خیلی قشنگ بود استاد.
همیشه دمتون گرم و سرتون خوش باد.
آذر ۱۳م, ۱۳۸۸ ساعت ۱:۳۸ ق.ظ
*سخت است در این خانه ی بی پنجره باشی *
*وقتی دل تو شوق سفر داشته باشد*
استاد عزیز، شعرهاتون بی نظیرند. همیشه سازتون کوک و دلتون شاد، لبتون پر خنده باشه. به امید دیدار.
آذر ۱۳م, ۱۳۸۸ ساعت ۵:۳۳ ب.ظ
وبلا گ زیبا یی دا ریدبرا ی تبا دل لینک حا ضرید
آذر ۱۳م, ۱۳۸۸ ساعت ۵:۴۱ ب.ظ
سلام .
عید سبز غدیر بر شما و خانواده ارجمندتان مبارک.طعم کلامتان سرتاسر عطر بهار نارنج است.
آذر ۱۴م, ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۰۱ ق.ظ
جناب توحیدی عزیز، سلام. عیدتون مبارک باشه و در کنار همسر عزیزتون همیشه شاد و پیروز باشید. بدرود.
آذر ۱۶م, ۱۳۸۸ ساعت ۸:۳۳ ق.ظ
سلام
بروزم
منتظرم
حتما
آذر ۲۰م, ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۱۳ ق.ظ
تولدتون مبارک استاد
آذر ۲۶م, ۱۳۸۸ ساعت ۷:۳۸ ب.ظ
فوق العاده بود از اول تا آخرش
امیدوارم سفر بی خطر باشه و خوش بگذره
پیروز باشید استاد
آذر ۳۰م, ۱۳۸۸ ساعت ۱:۰۲ ب.ظ
واكاوي ظرفيت هاي موسيقي در كرمان در گفت وگو با فواد توحیدی:
فریاد دف
بیژن ادبی / نشریه پیام ما
گفتگو با فواد توحيدي جذابيت هاي خاص خودش را دارد. دلهره ها و دغدغه هاي منحصر به فرد توحيدي، با همه ي مشكلاتي كه در راه تدوين موسيقي نواحي داشته، هنوز سرخورده نشده است و همان طور كه از كلامش برمي آيد هنوز به آينده اميدوار است. گپ و گفت ما در ذيل مي آيد.
- آقاي توحيدي! چه خبر از كارهاي موسيقيايي جديد؟
هم اكنون در حال پيگيري كار «كاست كويرانه ها» هستيم كه تا به امروز ۳ كاست روانه ي بازار شده است كه مربوط به شهرستان هاي سيرجان ، كهنوج، فارياب و منوجان بودند و كويرانه ها ي ۴و ۵ در ارتباط با بافت است و ششمين كويرانه هم اوايل سال آينده در قالب آينده ي موسيقي محلي جيرفت در دسترس علاقه مندان خواهد بود.
- در مورد كار كويرانه هاي شما حرف و حديث هاي بسياري مطرح شده ، البته گهگاهي نقدهاي فني جدي به كارهاي شما وجود دارد؟
اگر نقد به صورت فني باشد و كسي با تحقيق حرف بزند عيبي ندارد. من با كسي كه دلسوازانه نقد كند مشكلي ندارم و مي پذيرم. اما به هر حال حجم زياد و مشكلات كار را هم بايد ديد. به طور مثال در موسيقي محلي سيرجان، كويرانه ها به مشكل جدي برخورد كرد و كولي هاي سيرجان احساس امنيت نمي كردند كه راحت با ما كار كنند.
از مشكلات ديگر كويرانه ها جمع آوري و تدوين به هنگام موسيقي محلي استان كرمان است. متاسفانه از دست دادن اساتيد منحصر به فرد، بسيار غم انگيز است و گاهي فقدان آن ها باعث مي شود بخش عمده اي از مقام ها و نغمه ها و گوشه ها از بين بروند. به صورتي كه تا به امروز ما ۴ تن از اساتيد موسيقي نواحي را كه در شهداد ، كهنوج، زرند و بم زندگي مي كردند از دست داده ايم.
- از كاري كه انجام داده ايد راضي هستيد؟فكر مي كنيد به هدفي كه در زمينه ي موسيقي نواحي داشته ايد ؛ رسيده ايد؟
كرمان استاني آكنده از نغمات موسيقي محلي است و البته متاسفانه تا چندين سال پيش خيلي از موسيقي دانان برجسته ي كشور گمان مي كردند كرمان برهوت موسيقي نواحي است و استاد درويشي در دايره المعارفي كه براي موسيقي نواحي تدوين كردند در نقشه ي شناسايي اين موسيقي قسمت استان كرمان را سفيد گذاشتند؛ اما الان در ويراست هاي بعدي دايره المعارف؛ با توجه به سفر ايشان به كرمان و كارهايي كه كساني مثل من انجام دادند؛ استان كرمان را گنجينه اي ارزشمند از سازها و موسيقي هاي محلي مي دانند. همين كويرانه ها هم تا به امروز جايزه ي برتر موسيقي نواحي ايران و هم جايزه ي ويژه ي توليدات حوزه ي هنري را دريافت كرده است.
- شما كه سال ها در زمينه ي موسيقي نواحي كرمان تحقيق مي كنيد و دوست داريد اين آثار جمع آوري و حفظ شود چه جاذبه هايي از لحاظ موسيقيايي در استان كرمان ديده ايد؟
استان كرمان به لحاظ غناي موسيقي جايگاه ويژه اي دارد. سازهايي در موزه ي سازهاي استان كرمان وجود دارد كه بخش ازآن ها را من در گشت و گذارهايم پيدا كرده ام. به طور نمونه، سازي را به صورت اتفاقي در خانه ي يكي از خوانين قديمي كرمان پيدا كردم كه به شكل دايره اي ده ضلعي با ابعادي بزرگتر از دف است، حلقه هايي به شكل بته جقه دارد و نوع انداختن پوستش و نوع سنجك روي كمانه به گونه اي است كه آدميزاد را به حيرت وا مي دارد اين ساز متعلق به آقايي بوده است كه به نام( نمكو دايره زن) شهرت داشته است .چوب ساز به حدي كهنه بود كه ساز بر اثر نواختن هاي پاپي در طول ساليان كاملا سياه شده و زنگ خورده بود البته اين ساز را در ازاي مبلغ ناچيزي به موزه ي ساز تهران اهدا كردم. يا در همان سيرجان كه خدمتتان عرض كردم در عزاداري هايش سورنا نواخته مي شود. سورنا يا سرناي در لغت به معناي ساز و آوازي است كه در سور يا جشن و شادي مورد استفاده قرار مي گيرد . اما در كمال شگفتي اين ساز علاوه بر سيرجان در لرستان هم در موره خواني ها و هوره خواني ها و سوگ ها هم نواخته مي شود استان كرمان به اندازه ي ۷ استان موسيقي خيز ايران ظرفيت و پتانسيل موسيقي دارد و هم اكنون موزه ساز كرمان در دايره المعارف گردشگري جهان در برلين ثبت شده است. البته گاهي برخوردهاي نامناسبي هم صورت مي گيرد، مثلا يادم هست در جشنواره ي بين المللي فجر، زماني كه با بچه هاي منوجان براي اجراي موسيقي محلي رفتيم ، نجواهاي مشمئز كننده اي شنيدم كه توحيدي و گروهش از پشت كوه آمده اند! من به دوستان منوجاني ام گفتم ناراحت نباشيد ! ماه هم از پشت كوه مي آيد؛ اتفاقا كار ما به شدت مورد استقبال قرار گرفت و حاضرين جشنواره نزديك به ۲۰ دقيقه ما را تشويق كردند.
- آيا موسيقي كرمان قابليت جهاني شدن دارد ؟ مولفه هايي در بطن اين موسيقي وجود دارد كه بتوان به آن به صورت يك زبان مشترك جهان شمول نگاه كرد؟
موسيقي ما تك صدايي منوفونيك است، موسيقي غربي چند صدايي پلي فونيك است. غربي ها اكثر با گام ها بازي مي كنند و همان ملودي ساده را به عنوان پي رنگ كار بالا و پايين مي كنند. اگر بخواهم به صورت تخصصي با زبان علم موسيقي براي مخاطبان خاص روزنامه ي “پيام ما “كه علاقه مند به هنر موسيقي هستند؛ توضيح دهم بايد بگويم آن ها حتي سعي مي كنند به نت ما قبل تونيك (نت محسوس) نزديك نشوند و نغمه را مجبورند تمام كنند؛ آن ها اغلب بر روي هارمونيزه كردن قطعاتشان مانور مي دهند. اما موسيقي كلاسيك ايراني و به خصوص موسيقي نواحي سرشار از نغمات ملوديك و فرودها و برگشت ها است؛ پس قاعدتا گوش انسان غربي نيز موسيقي ما را مي پسندد، چون اساسا موسيقي شرقي بازتر و گسترده تر است. به خاطر دارم كه در جشنواره اي به نام نعت آفتاب در تهران ، آقاي يوسف سليمي، هنرمند فاريابي،( مقامِ بالايي) را اجرا كرد پس از اجرا، پوروفسور ژان دورينگ، مستشرق و موسيقيدان بزرگ از من پرسيد كه اين شخص چه چيزي را خواند برايش توضيح دادم. ايشان تحليل علمي جالبي ارائه دادند و گفتند قرن ها پيش موسيقيداني ايراني الاصلي به نام زرياب به مراكش مي آيد و عين اين مقام را در آن جا ترويج مي دهد. البته پروفسور دورينگ سال ها تلاش كرده بود تا همگون اين مقام مراكشي را در موسيقي ايران پيدا كند و در اين جشنواره موفق به اتصال حلقه هاي موسيقي نواحي در دو نقطه از جهان شده بود ببيند موسيقي نواحي كرمان چقدر جذابيت دارد.
نظر شما درباره ي رشد سرسام آور و شكل گيري گروه هاي موسيقي متعدد با حضور جوانان در استان چيست و چرا دف؟
به هر تقدير رشد موسيقي در همه جاي ايران روند خجسته اي است. اكثر اين دوستان هنرجوهاي من يا برادرانم عماد و وداد بوده اند.
گاهي در بروشورهاي كارهاي اين عزيزان مي بينيم كه در شرح حال خود اسامي اساتيدي از تهران را مي نويسند اما اسم مرا نمي آورند كه البته اين موضوع ابدا اهميت ندارد. تنها دغدغه ي من اين است كه كاش هنرجوهاي ما از هم جدا نمي شدند. همه در گروه ارفع كار مي كردند . گروه ارفع از سال ۱۳۶۵ تاكنون يك ماه هم تعطيلي نداشته است. در مورد سئوال دوم شما هم بايد بگويم اقبال عمومي جوانان نسبت به دف كاملا طبيعي است. دف به تكامل شخصيت انسان كمك مي كند. سازي رها و انرژيك است . فوق العاده در تهيج و تخليه شور جوانان نقش دارد. اگر بقيه سازها به لحاظ فرم صدايي، ناله هستند، دف بي شك فرياد است. تنها نكته اي كه به عنوان كلام آخر مي خواستم تاكيد كنم همين بود كه من توقع خاصي از كسي ندارم! اما هنوز هم قلبا به اساتيدي كه داشته ام احترام مي گذارم ؛ كاش ديگران هم چنين كنند.