گوزن وحشی
دی ۲۷م, ۱۳۸۸روی تن عریان تو، من گوزنی می شوم وحشی،
با شاخ های بلند و سیاه،
که می کاود تنت را به دنبال ذره ای گرما،
ذره ای رویا،
و تو می خندی به این نرِ بد،
به این گوزنِ نرِ بد.
کار کوچکی نیست که تو مرا به عریانیت راه داده ای.
تن تو شهر بازی نیست.
بهشت است.
چه فرقی می کند
همه با ثواب به بهشت می رسند،
من با گناه.
ردِ بوسه هایت را به خانه خواهم برد.
جایش چه خوب می سوزد.
خوب فهمیدم،
زمین گردتر از آن بود که بتواند عشق ما را روی خود نگه دارد.
ما هر دو باختیم.
فقط فرق من با تو این است
که روی خاطرات من زنبور می نشیند
و روی خاطرات تو مگس.
این رسم دنیاست.
غرغر کنان قربانی می شویم و عرعر زنان ارزانی.
نترس.
سیاه نمی پوشم.
سیاه می نوشم.
سیاه مست ها، عزادارترند.
فواد توحیدی
دی ۲۷م, ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۰۹ ق.ظ
سلام
یعنی سیاه مست ها از سیاه بخت ها هم عذادارترند؟
.
.
.
خیلی زیبا بود
دی ۲۷م, ۱۳۸۸ ساعت ۴:۵۸ ب.ظ
عشقبازی کار بازی نیست ای دل سر بباز… سلام بر استاد فواد عزیز .عالی بود مثل همیشه؛ فریاد سرخ و آتشین دل.ممنون از مهربانی تان که دوستان که دنبال ما می گردند میان اینجا درقلباب میکنند و شما هم که کلبه تان مسکن همدلی است از ایشان با مهر پذیرایی می کنید.باشی همیشه.
همه آنهایی که ندیدیم را سلام برسانید.
دی ۲۸م, ۱۳۸۸ ساعت ۷:۵۴ ب.ظ
سلام
اتفاقا ممنون که فلسفی عرفانی گفتید چون گویا دقیقا بعد از ۱۰ سال کسی پیدا شده که
بر هر دو ضد عاشقه و احیانا منو که حتی قهرشم برام عین لطفشه مجنون نمی دونه. وقتی با همۀ غل و زنجیرهایی که به دست و پای خوشبختی م بسته شده باز هم شکرش تنها مایۀ آرامشمه یقین نمی کنید که عاشقم بر هر دو جد؟!
راستی فکر نمی کنید شاید چیز خیییلییی ناراحت کننده ای نبوده که ناراحت نشدید؟
ببخشید که اینقدر مزاحم میشم.از با شما گفتن و از شما شنیدن لذت می برم و صدالبته یاد می گیرم.
بهمن ۱م, ۱۳۸۸ ساعت ۴:۰۴ ب.ظ
سلام جناب دوست
ایمیلی به سیب ستار فرستادم، به دستتان رسید آیا؟
بهمن ۱م, ۱۳۸۸ ساعت ۸:۴۴ ب.ظ
سلام فواد خان توحیدی.شعر پرو پیمونی بود دست مریزاد.مینا خانم ناز و عزیز هم بالاخره پیداش شد.همونطور با قلم شیوا و روان.حق بزرگی به گردن شما خانواده هنرمند داره و صد البته که شما هم قدر شناس هستید که از صلب پدری بزرگوار هستیدبه همولایتی بودن با شما افتخار می کنیم.
بهمن ۴م, ۱۳۸۸ ساعت ۹:۱۲ ق.ظ
سلام استاد
با اجازتون شعرتون رو گذاشتم تو بلاگم. ببخشید که اول شعر رو گذاشتم و بعد اجازه گرفتم.
یه جورایی وصف الحالم بود
بهمن ۷م, ۱۳۸۸ ساعت ۹:۰۸ ق.ظ
با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت استاد بزرگوارم.ضمن ارزو براي قوت دستان توانمند تون اميدوارم خستگي سفر را در كرده باشيد. باز هم مثل هميشه شاهكار بود.استاد اي كاش كارهاي گروه رو به صورت البوم بيرون ميداديد تا مشتاقان بتونن استفاده كنن.
بهمن ۷م, ۱۳۸۸ ساعت ۶:۲۴ ب.ظ
سلام و درود.
ممنون باعث شدید قلندروار به روز شود.در ضمن طراحی جدید وبلاگ هم خیلی زیباست از مدیر محترمش تشکر کنید.
بهمن ۹م, ۱۳۸۸ ساعت ۷:۰۴ ب.ظ
mesle hamisheh ali che ziba sorodi hardo bakhtim vali man tora hanoz daram pajandeh bashi va salamat beomide didar dar noroz
اسفند ۱۶م, ۱۳۸۸ ساعت ۴:۰۴ ب.ظ
heyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyy