شوق پر ترانه
بهمن ۱۰م, ۱۳۸۸باور نمی کنم که سحر تیر خورده است
حتی کسی که داده خبر تیر خورده است
یک زن میان حادثه ها بی صدا نشست
وقتی به چشم دید پسر تیر خورده است
احساس را دوباره به زنجیر کرده اند
انگار روح سبز هنر تیر خورده است
دیگر صدای بلبل مستی نمی رسد
این شوق پر ترانه مگر تیر خورده است
مردی که جای شعر فقط درد می سرود
از لا به لای روزن در تیر خورده است
مردان ایل ما همگی زخم خورده اند
از روی برج ها به کپر تیر خورده است
دیگر بگو چرا بهراسیم از خطر
وقتی چراغ سرخ خطر تیر خورده است
خودکار قرمز است ولی شعر من سیاه
هر بیت این غزل به نظر تیر خورده است
فواد توحيدي
بهمن ۱۱م, ۱۳۸۸ ساعت ۴:۱۰ ب.ظ
استاد توحیدی عزیز! حلاوت آن روز به یادماندنی که به حضور پرفیض و فوزتان راهمان دادید هنوز درکاممان شیرینی میزند. اجرای ناقابل آوازم با تار دلچسب و گوارای شما تداعی آن روز خوب و همنشینی مطلوب است:
http://www.۴shared.com/file/۲۱۰۶۸۰۴۳۹/۸۵۶۸۶۳۶f/۸۸۱۰۲۵-sheikhs-foad-tohidi_r۱۷.html
بهمن ۱۱م, ۱۳۸۸ ساعت ۵:۲۵ ب.ظ
وزن غزل دوباره فریاد می زند
مرغی نوکش کج است /که انجیر خورده است!
…
سلام
اینقدر شاعرید که آدم شاعر میشه.
بهمن ۱۱م, ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۱۷ ب.ظ
Salam ostad.ba ejazaton ghazali az arfae bozorgvar baratun mizaram.
Roozi ke daaghe nang be poshte sharaf zadand, nangintarin
ghabileye in ghom kaf zadand,… In ghom ra magar hadafi
gheyre eshgh bood, kingoone tire zolm be ghalbe hadaf zadand,didim bood harche siyavash dar in diyar, koshtando bar jenazeye o va asaf zadand,Aanan ke rishe dar lajane nang dashtand,gheyde SHARAF bekhatere aabo alaf zadand,In mardomane be khabar az zakhme nobati,bar gerde tighe hanjare khish saf zadand
بهمن ۲۳م, ۱۳۸۸ ساعت ۸:۴۰ ق.ظ
salam ostad.man naveye bozorge marhum alaviye sadate tohidi hastam.ba ejazatun ba darkhaste chand ta az khanandehaye weblogemun gusheyi az zendegiye pedaretun ro neveshtam.b omide ruzi k mardome ma ishun ro untor k shayeste ast bshnasan.
بهمن ۲۵م, ۱۳۸۸ ساعت ۲:۲۲ ب.ظ
az ashnaee ba site shoma khoshhal shodam.ashaar ham ghashang hastand.
بهمن ۲۵م, ۱۳۸۸ ساعت ۷:۲۷ ب.ظ
جناب ولایی نمی دونم علت دلخوریتون چییه ولی بدونین من از سیاست متنفرم و همه ی انسانهارو دوست دارم.کاش بیشتر می شناختینم.هر چیزی که بین ادما اختلاف بندازه و اونارو با سلاح تعصب به جون هم بندازه مردوده.خوب مطلق فقط خداست.شما هم کمی گرفتار تعصبین و همین باعث شده که بعضی هارو دوست نداشته باشین.به هر حال از نظر من هر چیز که پیش مییاد عالییه.من هم هیچ مسیولیتی توی این کشور ندارم که بخواهین از دستم راحت بشین.امیدوارم همه با هم خوب باشن.همه به هم عشق بدن نه نفرت.پیروز باشین.یا حق