ده پاره

اسفند ۱م, ۱۳۸۸

قصه ی خوب بهارم پاره شد
برگ برگ روزگارم پاره شد

خواستم از دست خود راحت شوم
نقشه ی خوب فرارم پاره شد

گفتمش سازی برای دل زنم
ناگهان سیم سه تارم پاره شد

ساختم یک خانه ی کوچک ولی
برگه ی پایان کارم پاره شد

از صدای شیون همسایه ها
چرت ماقبل نهارم پاره شد

گوش می دادم به یک آهنگ خوب
بهترین جای نوارم پاره شد

قاب اجدادم فتاد از روی میز
آخرین عکس تبارم پاره شد

خواستم گامی زنم در کوی عشق
کفش های نو نوارم پاره شد

گفتمش بند محبت محکم است
تا که گفت امیدوارم پاره شد

در میان داستان زندگی
قصه ی خوب بهارم پاره شد

فواد توحيدي

۶ نظر برای “ده پاره”

  1. هلیا گفته:

    ساختم یک خانه ی کوچک ولی
    برگه ی پایان کارم پاره شد :)
    مثل همیشه زیبا و موزون. لبتون خندون، دلتون شاد. به امید دیدار.

  2. یکی از شاگرداتون گفته:

    گفتمش سازی برای دل زنم
    ناگهان سیم سه تارم پاره شد
    پاره شد…

    زخمه ای بر تار جان ما زدی
    تار بگسستی و بر سازی هنوز
    جسارته که اینجا از دفتر پاره ی ناموزونم خطی بذارم، ولی میدونم که میبخشید جسارتمو

  3. رها گفته:

    زيبا و پايان ناپذير……

  4. sarzamin گفته:

    ان که می پنداشتم نرم است و آرام
    دست قضا روزی سنگ خاره شد

  5. ندا کشاورز گفته:

    سلام استاد
    خیلیییی زیبا بود خیلی…چقدر باید دوید تا به شما رسید؟
    دوست داشتید به ما هم سر بزنید

  6. حسن هوشمند گفته:

    با سلام و خسته نباشيد
    دامين foaad.ir زيبنده شماست.
    در صورت تمايل مي توانيد اين دامين را خريداري نماييد.
    لطفاً جهت كسب اطلاعات بيشتر با شماره ۰۹۱۵۱۰۷۵۴۷۴ تماس بگيريد.

نظرات خود را بنویسید