گروه ارفع کرمانی

خرداد ۲۷م, ۱۳۸۹

۳ نظر برای “گروه ارفع کرمانی”

  1. mahsa گفته:

    man vaghean be in goroh eftekhar mikonam

  2. سمانه ساعدی گفته:

    بیایید ، با دستانی پر از امید و آرزو با قدم هایی استوار و مهربان ، بهار گونه و همچون

    سخاوتمندی اش به بدرقه بهار طبیعت برویم ، به جشن شکوه دلهای

    بهاری و بخشنده ای که به دیدار از بازار خیریه کانون

    تربتی صنعتی رهسپارند.

    ۲۷ و ۲۸ خرداد- کرمان -خیابان شریعتی جنب موزه صنعتی -بنیاد صنعتی

    (به دوستان خود بگویید)
    [گل]

  3. مهسا گفته:

    بازخواني پيام ما از پرونده سومين شب شعر و ساز كرمان :

    ترنم شعر و ساز

    مهسا حقانيت
    كيست ارفع ؟ دود اسپند شب آدينه اي
    بوي الحمدي به سرداب مزاري گمشده (۱)
    سومين شب شعر و ساز كرمان با آيين تجلیل روان شاد سيد محمود توحيدي (ارفع كرماني) همراه بود. مراسمي كه با حضور بيش از يك هزار و پانصد نفر از ارادتمندان به ارفع و دوستداران شعر و موسيقي در خانه شهر كرمان برگزار شد.
    اما ارفع كيست كه به احترام او هر ساله هزاران نفر از كرمان و حتي ديگر نقاط ايران براي بزرگداشت سالروز وصالش با حضرت حق گرد هم مي آيند. آنچه كه شاعر غزل سراي معاصر ايران را عزيز دل ها كرده است تنها شعرهاي كم نظيرش كه در مجموعه “ياس ها و داس ها” گردآوري شده، نيست. ارفع كرماني، مردي بود كه با سير و سلوك، پرده هاي مجازي را از بین برد. توحيدي، شامگاهان بسياري را به دل كوه هاي مسجد صاحب الزمان (عج) كرمان مي زد و با معبود خويش به راز ونياز مي پرداخت. می توان گفت، عرفان و عشق پاك اين مرد وادي شعر و عرفان است كه مردم را جذب خود مي كند. از سيد محمود توحيدي سخن گفتن سخت است، اما به راستي كه او چه زيبا و شيرين گفته كه :
    من رفيعم،‌ ارفعم، نامنتهاي يك خيالم
    خانه آيينه ام، تصوير بودي بيكرانم (۲)

    برگ اول :
    به روز واقعه رقصان رسم به منزل دوست
    اگر طنين دف آيد ز كوي و برزن دوست(۳)

    پرده ي قرمز سِن تالار خانه شهر كنار مي رود. هشتاد هنرمند گروه دف نوازان ارفع كرماني در جلوي بنري كه عكسي از زنده ياد توحيدي و تك بيتي از او با مضمون : همه گفتند: مرو،‌ دل نشيند و زد رفت
    شايد آنجا خبري هست كه ما بي خبريم (۴) نقش بسته است،‌ نشسته اند. سيد وداد توحيدي، آخرين فرزند ارفع نيز به روي سن مي آيد. با حركت دست وداد، دف ها به رقص مي آيند و حلقه هاي دف فرياد سر مي دهند. دف ها كه نفس* مي زنند، هلهله ها كه آغاز مي شود و تك خوان گروه صدا را رها مي كند،‌ دل ها مي لرزد و مي آشوبد…
    علي رضا معيني، مجري برنامه هاي مطرح فرهنگي و هنري كشور، اجراي سومين شب شعر شعر و ساز كرمان را برعهده دارد. وي با اطلاعات جامع و روشني كه از سيدمحمود توحيدي و ديگر شاعران كرماني و همچنين گروه موسيقي ارفع كرماني دارد، به زيبايي اين برنامه را اداره مي كند. وي در ميان برنامه ها قطعاتي از اشعار ارفع را مي خواند.
    معيني،‌ از عباس سالاري رييس حوزه هنري استان كرمان كه حامي اصلي اين برنامه است دعوت مي كند تا سخناني را ايراد كند.
    سالاري ابتدا از همه افرادي كه وي و نهاد تحت مديريت او را حمايت مي كنند و به ويژه اصحاب رسانه قدرداني کرد.
    رئيس حوزه هنري استان كرمان ارفع كرماني را شاعری برجسته خواند.
    عباس سالاري با اشاره به رويكرد فرهنگي دولت در سومين دور سفرهاي استاني اظهار داشت: اين رويكرد فرهنگي دولت سبب مي‌شود كه بستر پرداختن بيشتر و گسترده‌تر به كارها و مسائل فرهنگي فراهم شود.
    وي تصريح كرد: مردم زماني احساس واقعي خود را از هنر درك مي‌كنند كه حق انتخاب در اجراي برنامه‌ها داشته باشند كه اين حق انتخاب با رويكرد فرهنگي سفرهاي دولت محقق مي شود.
    سالاری با بيان اينكه در يكي دو سال گذشته درباره مظلوميت فرهنگي بحث شده و مقام معظم رهبري بر اين موضوع خيلي تاكيد داشتند، خاطرنشان كرد: ما بايد از اين مظلوميت فرهنگي نجات پيدا كنيم.

    حميد نيك نفس نخستين شعر شب شعر و ساز با نام “باغ سنگی” را مي خواند:
    آیینه دلم را در دست و داغِ سنگی
    یادش به خیر باشد دیدارِ باغ سنگی
    در چشم آسمانی گاهی عنایتی کن
    شب را چه چاره سازم با این چراغ سنگی
    خشکیده ایم و تنها، انگار می نشیند
    بر شانه های زردم، گاهی کلاغ سنگی
    می گفت: عاشقم من، اما دروغ می گفت
    پینوکیوست شاید با این دماغ سنگی
    یک روز خوب شاید درویش خان بگیرد
    در رقص با عصایش از ما سراغِ سنگی
    با چشم های سنگی دیدیم و بغض کردیم
    یادش به خیر باشد دیدار باغ سنگی

    علي ميرافضلي نيز سروده اي از كتاب “تمام ناتمامي ها”يش را خوانش مي كند:

    امسال عجب پير شدي پير، دماوند
    يالي بتكان، سلسله برگير دماوند
    آيا دلت آزرده نشد زين همه بي ربط
    يا خسته ازين لعنت و تحقير، دماوند؟
    جز ياوه درين شهرِ سيَه‌روي چه ديدي؟
    جز ياوه درين شهرِ سرازير، دماوند؟
    بس دانه بپاشيدي و اين مورچگان را
    يك‌ جو شكمِ هرزه نشد سير، دماوند
    افسوس نمي‌آيد و اي كاش مي‌آمد
    در شيوة رفتار تو تغيير، دماوند !
    تا چند فرو خُفتنت اين‌سان به تجاهل؟
    تا چندت پا بسته به زنجير، دماوند ؟
    سيمرغِ تو كو؟ تا پَرِ تدبير بسايد
    بر روحِ من، اين زخميِ تقدير، دماوند!
    دجّال، خرِ خويش سوارست و سبب چيست
    مُنجيِّ مرا اين همه تأخير؟ دماوند
    ضحّاك، دمار از نَفَس خلق بر آورد
    خواب است فريدونِ جهانگير، دماوند
    از طَرْفِ كلاهت بفرست ابرِ بلندي
    بگذار برين منظره تأثير، دماوند
    هر چند كه بارانِ اسيدست، فرو ريز
    دلگـيرم دلگـيرم دلگـير، دماوند!

    برگ دوم :
    مي رسدم ز هر طرف، بانگ رباب و چنگ و دف
    يار ز راه مي رسد دمدمه ي نياز شد(۵)

    تنبورنوازان گروه ارفع كرماني با همراهي سه نوازنده دف، تنبك و كوزك بخش دوم شب شعر و ساز را آغاز مي كنند. اين اجرا با همخواني هنرمندان گروه هم آوایی و تك خواني حمید رضا عبدلی نسب همراه است كه مصرع هايي از يك غزل شادروان توحيدي را خوانش مي كنند:
    اول قدم در راه او من را شكستم
    در يك نبرد تن به تن، تن را شكستم
    مي خوانمش وقت دعا با ذكر يا دوست
    اوراد و اذكار ملون را شكستم (۶)

    قطعه مرغ وحشی دومين اجرايي است كه تنبورنوازان دارند و شعر حامد حسينخاني پايان بخش اين قسمت است.
    برگ سوم :
    كو بانگ چنگ و ناي و دف؟ آن دست بشكند
    كز بزم عشق، شور و نوا را گرفته است(۷)

    گروه آوای ارفع كرماني با شعري از پير وادي عشق و عرفان، حضرت مولانا سومين برگ شب شعر و ساز را ورق مي زنند.
    مجتبي احمدي شعري را مي خواند و سپس منصور عليمرادي، شاعري با لهجه گرم جنوبي و صدايي كه فقط منصور دارد،‌ شعرش را زمزمه مي كند.
    برگ آخر :
    دف و ني، غلغل مي، غمزه ي ساقي،‌ دم پير
    زاهد انصاف بده، جلسه نشستن دارد(۸)
    با زخمه هاي سيد فواد بر دل تار و كوبه هاي سيد وداد بر جان دف و آواز دلنشين استاد عطاا… مشرف زاده بخش پاياني سومين شب شعر و ساز كرمان و آيين گراميداشت دهمين سالگرد سيد محمود توحيدي آغاز مي شود. اين قسمت كه توسط گروه موسيقي عرفاني ارفع كرماني اجرا مي شود هنرمندان، سازهاي زره اي و كوبه اي چون تار، عود، سه تار،‌ دف، تنبك و ضرب را مي نوازند و گروه كُر نيز آنها را همراهي مي كند،‌ گروه ارفع كرماني يكي از سروده هاي سيد فواد توحيدي را اجرا مي كنند:

    شب شد و پلک می خزد به روی روزن نگاه
    نشسته در دو گوش من، صدای پای شامگاه
    بیا کجا نشسته ای؟ نشان بده تو راه را
    که من دوباره گم شدم در این مسیر راه راه
    و بر اساس رسم ديرينه گروه ارفع كرماني همه نوازندگان دف به دست مي گيرند و با فرياد دف و هلهله مراسم پايان مي يابد…
    وقتي كه بسته شد در ميخانه ي مراد
    مردان حق به ياد در ِ دوست دف زدند (۹)

    * نَفَس : زماني كه نوازنده، دف خود را از سمت پايين به بالا حركت مي دهد و اين حركت با صداي حلقه هاي ساز همراه است به اين تكنيك در دف نوازي، نفس گفته مي شود.

    ۱-۲-۳-۴-۵-۶-۷-۸-۹: ياس ها و داس ها - سيد محمود توحيدي

    عليرضا معيني در گفتگو با پيام ما:
    كرماني ها، فرهنگي ترين مردم ايران هستند

    مجری صاحب سبک صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران گفت: حضور این تعداد تماشاگر در برنامه شب شعر و ساز برای من بسیار عجیب بود و این امر ثابت می کند که کرمانی ها فرهنگی ترین مردم ایران هستند.
    علیرضا معینی که اجرای برنامه سومین شب شعر و ساز کرمان را بر عهده داشت با بیان اینکه چهره و شعر ارفع در ايران و جهان مطرح است، اظهار داشت: شعر توحیدی، با قالب کهن اما حرف ها و کلمات امروزی تر به شعر نو پهلو می زند.
    وی به حضور خود در بسیاری از برنامه فرهنگی و هنری در کشور اشاره کرد و افزود: تاکنون چنين برنامه اي را با این کیفیت نديده بودم.
    معینی بر اطلاع رسانی و تبلیغات گسترده در زمینه ی معرفی شاعران برجسته استان کرمان و گروه موسیقی ارفع کرمانی در سطح کشور و جهان تاکید کرد.

    سعيد يوسف نيا در گفتگو با پيام ما:
    شعر ارفع كرماني از برجسته ترين و روشن ترين سروده هاي امروز است
    مدير گروه فرهنگ و ادب شبكه راديويي فرهنگ گفت: شعر سید محمود توحیدی از برجسته ترين و روشن ترين شعرهاي امروز است كه ريشه در فرهنگ و معرفت ديرين ايران زمين دارد.
    سعید یوسف نیا بر بررسی عميق و جدي اشعار ارفع کرمانی تاکید کرد و افزود: این شاعر از ارزشمندترین سرمايه‌هاي شعر كشور است.
    وی با اشاره به عمر کوتاه سید محمود توحیدی تصریح کرد: كيفيت و ارض زندگي مهم است نه كميت و طول آن و ارفع كرماني از كيفيت زندگي بالايي برخوردار بود و این شاعر و حكيم، ژرف و عميق زندگي كرد.
    این محقق و شاعر شب شعر و ساز کرمان را يكي از خاطره انگيز ترين شب هاي زندگي خود دانست و افزود: در این شب من با گروه موسیقی کاملا حرفه اي و شاعران مقتدر کرمانی روبرو شدم.
    یوسف نیا عنوان کرد: بدون ترديد گروه موسیقی ارفع کرمانی، گروهی جهاني است و مطمئنم اين اجرا در هركجاي جهان صورت گيرد با استقبال مردم روبرو می شود.

نظرات خود را بنویسید