شنبه ۱۵ اسفند , ۱۳۸۸
استاد موسيقي و يک پژوهشگر موسيقي نواحي استان کرمان آشنايي جوانان با موسيقي سنتي ايراني را مهمترين وظيفه و رسالت رسانه ها دانست.
“فواد توحيدي” روز سه شنبه در حاشيه برگزاري بيست و پنجمين جشنواره بين المللي موسيقي فجر در کرمان در گفت و گو با خبرنگار ايرنا افزود: با توجه به حجم گسترده فعاليت شبکه هاي ماهواره اي و اينترنتي ضروري است که جوانان امروزي با موسيقي ايراني و ابزارهاي موسيقي آشنا شوند.
وي با تاکيد بر اينکه رسانه ملي (صدا و سيما) نقش موثرتري در آشنايي جوانان با موسيقي سنتي بر عهده دارد گفت: پخش تصويري از سازهاي سنتي در رسانه عاملي براي آشنايي جوانان است.
وي در ادامه با اشاره به اينکه ايران تنها کشوري است که بحث پخش موسيقي از صدا و سيما در آن جامعيت پيدا نکرده است ، افزود: کمک به ارتقاء موسيقي ايراني از مهمترين وظايف دولتمردان در عرصه فرهنگي به شمار مي رود.
توحيدي همچنين ايجاد سالن اختصاصي براي موسيقي استان را ضروري دانست.
اين استاد موسيقي با اشاره به برگزاري بيست و پنجمين جشنواره بين المللي موسيقي فجر در کرمان گفت: برگزاري چنين رويدادي اتفاق خوبي براي استان کرمان به شمار مي رود.
مجموعه : روزنوشت | یك نظر »
شنبه ۱ اسفند , ۱۳۸۸
قصه ی خوب بهارم پاره شد
برگ برگ روزگارم پاره شد
خواستم از دست خود راحت شوم
نقشه ی خوب فرارم پاره شد
گفتمش سازی برای دل زنم
ناگهان سیم سه تارم پاره شد
ساختم یک خانه ی کوچک ولی
برگه ی پایان کارم پاره شد
از صدای شیون همسایه ها
چرت ماقبل نهارم پاره شد
گوش می دادم به یک آهنگ خوب
بهترین جای نوارم پاره شد
قاب اجدادم فتاد از روی میز
آخرین عکس تبارم پاره شد
خواستم گامی زنم در کوی عشق
کفش های نو نوارم پاره شد
گفتمش بند محبت محکم است
تا که گفت امیدوارم پاره شد
در میان داستان زندگی
قصه ی خوب بهارم پاره شد
فواد توحيدي
مجموعه : روزنوشت | ۶ نظر »
شنبه ۱۰ بهمن , ۱۳۸۸
باور نمی کنم که سحر تیر خورده است
حتی کسی که داده خبر تیر خورده است
یک زن میان حادثه ها بی صدا نشست
وقتی به چشم دید پسر تیر خورده است
احساس را دوباره به زنجیر کرده اند
انگار روح سبز هنر تیر خورده است
دیگر صدای بلبل مستی نمی رسد
این شوق پر ترانه مگر تیر خورده است
مردی که جای شعر فقط درد می سرود
از لا به لای روزن در تیر خورده است
مردان ایل ما همگی زخم خورده اند
از روی برج ها به کپر تیر خورده است
دیگر بگو چرا بهراسیم از خطر
وقتی چراغ سرخ خطر تیر خورده است
خودکار قرمز است ولی شعر من سیاه
هر بیت این غزل به نظر تیر خورده است
فواد توحيدي
مجموعه : روزنوشت | ۶ نظر »
یکشنبه ۲۷ دی , ۱۳۸۸
روی تن عریان تو، من گوزنی می شوم وحشی،
با شاخ های بلند و سیاه،
که می کاود تنت را به دنبال ذره ای گرما،
ذره ای رویا،
و تو می خندی به این نرِ بد،
به این گوزنِ نرِ بد.
کار کوچکی نیست که تو مرا به عریانیت راه داده ای.
تن تو شهر بازی نیست.
بهشت است.
چه فرقی می کند
همه با ثواب به بهشت می رسند،
من با گناه.
ردِ بوسه هایت را به خانه خواهم برد.
جایش چه خوب می سوزد.
خوب فهمیدم،
زمین گردتر از آن بود که بتواند عشق ما را روی خود نگه دارد.
ما هر دو باختیم.
فقط فرق من با تو این است
که روی خاطرات من زنبور می نشیند
و روی خاطرات تو مگس.
این رسم دنیاست.
غرغر کنان قربانی می شویم و عرعر زنان ارزانی.
نترس.
سیاه نمی پوشم.
سیاه می نوشم.
سیاه مست ها، عزادارترند.
فواد توحیدی
مجموعه : روزنوشت | ۱۰ نظر »
یکشنبه ۱۳ دی , ۱۳۸۸
دوشنبه ۱۶ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۲۸
گروه موسيقي ارفع كرماني در بزرگداشت مولانا در قونيه به اجراي برنامه ميپردازد.
فواد توحيدي آهنگساز و سرپرست گروه موسيقي ارفع كرماني در گفتوگو با خبرنگار موسيقي فارس گفت: از آنجايي كه هر ساله مراسم بزرگداشت مولانا در قونيه برگزار ميشود، برگزاركنندگان اين برنامه امسال نيز از گروه ما براي اجرا در اين مراسم دعوت به عمل آوردهاند بر اين اساس گروه ما متشكل از سازهايي چون كمانچه، تار،سهتار ، بم تار، هوار، سنتور، سنتور باس، ني،تنبك ، دف، دمام و كوزك ، يك گروه تنبور و دفنواز به همراه عطاالله مرشدزاده و حميدرضا عبدلي نصب خوانندگان گروه از ۲۲ تا ۲۸ آذر به روي صحنه ميرويم.
وي ادامه داد: در اين كنسرتها كه ۲ روز در آنكارا و ۴ روز در قونيه خواهد بود قطعاتي از ساختههاي من را در دستگاه نوا و ماهور اجرا خواهيم كرد كه در اين اجراها عماد توحيدي به عنوان نوازنده مهمان ما را همراهي خواهد كرد. همچنين بخشي از كنسرتهاي ما به سهنوازي دف من، عماد و وداد توحيدي اختصاص دارد.
اين آهنگساز با بيان اينكه موسيقي ما عرفاني است، بيان داشت: نوع موسيقي كه ما اجرا ميكنيم عرفاني و متناسب با بزرگداشت مولاناست.
وي در خصوص نگاه مخاطبان اين مراسم از موسيقي عرفاني گفت: خوشبختانه موسيقي عرفاني به دليل انرژي و شور و حال داشتن بسيار مورد توجه غيرايرانيهاست و خيلي خوب با آن ارتباط برقرار ميكنند.
توحيدي در ادامه با اشاره به ساز هوار اظهار داشت: هوار يك ساز زهي- زخمهاي است كه من آن را ۹ سال پيش با كمك عليرضا فولادي ساختم .هوار داراي ۶ سيم است كه به راحتي هم با مضراب و هم با انگشت نواخته ميشود.
وي بيان داشت: صداي اين ساز بين تنبور و ديوان است و تمامي نوازندگان سهتار و تنبور ميتوانند با يادگيري به راحتي آن را بنوازند.
توحيدي در خاتمه در خصوص ديگر اجراهاي گروه خاطر نشان كرد: احتمالا يك ماه آينده در استانبول نيز برنامه خواهيم داشت اما هنوز كاملا قطعي نشده است.
منبع : فارس
مجموعه : روزنوشت | ۸ نظر »
شنبه ۱۲ دی , ۱۳۸۸
ز دریای عشقت حبابی نیامد
کویر آمد اما، سرابی نیامد
سوالی برای دلم کرده بودم
سوالی شد اما جوابی نیامد
بریدم دل از پیر میخانه دیگر
که از خانقاهش خرابی نیامد
برای دو چشمت دلم کودتا کرد
پس از کودتا انقلابی نیامد
چه شبها که در التهاب نگاهت
بر این چشم نمناک خوابی نیامد
زدم غصه ات را به دیوار سینه
که این قصه در هر کتابی نیامد
کلاغی به پاییز قلبم نشسته
از آن دورترها عقابی نیامد
فواد توحيدي
مجموعه : روزنوشت | ۴ نظر »
جمعه ۴ دی , ۱۳۸۸
واكاوي ظرفيت هاي موسيقي در كرمان در گفت وگو با فواد توحیدی:
فریاد دف
بیژن ادبی / نشریه پیام ما
گفتگو با فواد توحيدي جذابيت هاي خاص خودش را دارد. دلهره ها و دغدغه هاي منحصر به فرد توحيدي، با همه ي مشكلاتي كه در راه تدوين موسيقي نواحي داشته، هنوز سرخورده نشده است و همان طور كه از كلامش برمي آيد هنوز به آينده اميدوار است. گپ و گفت ما در ذيل مي آيد.
- آقاي توحيدي! چه خبر از كارهاي موسيقيايي جديد؟
هم اكنون در حال پيگيري كار «كاست كويرانه ها» هستيم كه تا به امروز ۳ كاست روانه ي بازار شده است كه مربوط به شهرستان هاي سيرجان ، كهنوج، فارياب و منوجان بودند و كويرانه ها ي ۴و ۵ در ارتباط با بافت است و ششمين كويرانه هم اوايل سال آينده در قالب آينده ي موسيقي محلي جيرفت در دسترس علاقه مندان خواهد بود.
- در مورد كار كويرانه هاي شما حرف و حديث هاي بسياري مطرح شده ، البته گهگاهي نقدهاي فني جدي به كارهاي شما وجود دارد؟
اگر نقد به صورت فني باشد و كسي با تحقيق حرف بزند عيبي ندارد. من با كسي كه دلسوازانه نقد كند مشكلي ندارم و مي پذيرم. اما به هر حال حجم زياد و مشكلات كار را هم بايد ديد. به طور مثال در موسيقي محلي سيرجان، كويرانه ها به مشكل جدي برخورد كرد و كولي هاي سيرجان احساس امنيت نمي كردند كه راحت با ما كار كنند.
از مشكلات ديگر كويرانه ها جمع آوري و تدوين به هنگام موسيقي محلي استان كرمان است. متاسفانه از دست دادن اساتيد منحصر به فرد، بسيار غم انگيز است و گاهي فقدان آن ها باعث مي شود بخش عمده اي از مقام ها و نغمه ها و گوشه ها از بين بروند. به صورتي كه تا به امروز ما ۴ تن از اساتيد موسيقي نواحي را كه در شهداد ، كهنوج، زرند و بم زندگي مي كردند از دست داده ايم.
- از كاري كه انجام داده ايد راضي هستيد؟فكر مي كنيد به هدفي كه در زمينه ي موسيقي نواحي داشته ايد ؛ رسيده ايد؟
كرمان استاني آكنده از نغمات موسيقي محلي است و البته متاسفانه تا چندين سال پيش خيلي از موسيقي دانان برجسته ي كشور گمان مي كردند كرمان برهوت موسيقي نواحي است و استاد درويشي در دايره المعارفي كه براي موسيقي نواحي تدوين كردند در نقشه ي شناسايي اين موسيقي قسمت استان كرمان را سفيد گذاشتند؛ اما الان در ويراست هاي بعدي دايره المعارف؛ با توجه به سفر ايشان به كرمان و كارهايي كه كساني مثل من انجام دادند؛ استان كرمان را گنجينه اي ارزشمند از سازها و موسيقي هاي محلي مي دانند. همين كويرانه ها هم تا به امروز جايزه ي برتر موسيقي نواحي ايران و هم جايزه ي ويژه ي توليدات حوزه ي هنري را دريافت كرده است.
- شما كه سال ها در زمينه ي موسيقي نواحي كرمان تحقيق مي كنيد و دوست داريد اين آثار جمع آوري و حفظ شود چه جاذبه هايي از لحاظ موسيقيايي در استان كرمان ديده ايد؟
استان كرمان به لحاظ غناي موسيقي جايگاه ويژه اي دارد. سازهايي در موزه ي سازهاي استان كرمان وجود دارد كه بخش ازآن ها را من در گشت و گذارهايم پيدا كرده ام. به طور نمونه، سازي را به صورت اتفاقي در خانه ي يكي از خوانين قديمي كرمان پيدا كردم كه به شكل دايره اي ده ضلعي با ابعادي بزرگتر از دف است، حلقه هايي به شكل بته جقه دارد و نوع انداختن پوستش و نوع سنجك روي كمانه به گونه اي است كه آدميزاد را به حيرت وا مي دارد اين ساز متعلق به آقايي بوده است كه به نام( نمكو دايره زن) شهرت داشته است .چوب ساز به حدي كهنه بود كه ساز بر اثر نواختن هاي پاپي در طول ساليان كاملا سياه شده و زنگ خورده بود البته اين ساز را در ازاي مبلغ ناچيزي به موزه ي ساز تهران اهدا كردم. يا در همان سيرجان كه خدمتتان عرض كردم در عزاداري هايش سورنا نواخته مي شود. سورنا يا سرناي در لغت به معناي ساز و آوازي است كه در سور يا جشن و شادي مورد استفاده قرار مي گيرد . اما در كمال شگفتي اين ساز علاوه بر سيرجان در لرستان هم در موره خواني ها و هوره خواني ها و سوگ ها هم نواخته مي شود استان كرمان به اندازه ي ۷ استان موسيقي خيز ايران ظرفيت و پتانسيل موسيقي دارد و هم اكنون موزه ساز كرمان در دايره المعارف گردشگري جهان در برلين ثبت شده است. البته گاهي برخوردهاي نامناسبي هم صورت مي گيرد، مثلا يادم هست در جشنواره ي بين المللي فجر، زماني كه با بچه هاي منوجان براي اجراي موسيقي محلي رفتيم ، نجواهاي مشمئز كننده اي شنيدم كه توحيدي و گروهش از پشت كوه آمده اند! من به دوستان منوجاني ام گفتم ناراحت نباشيد ! ماه هم از پشت كوه مي آيد؛ اتفاقا كار ما به شدت مورد استقبال قرار گرفت و حاضرين جشنواره نزديك به ۲۰ دقيقه ما را تشويق كردند.
- آيا موسيقي كرمان قابليت جهاني شدن دارد ؟ مولفه هايي در بطن اين موسيقي وجود دارد كه بتوان به آن به صورت يك زبان مشترك جهان شمول نگاه كرد؟
موسيقي ما تك صدايي منوفونيك است، موسيقي غربي چند صدايي پلي فونيك است. غربي ها اكثر با گام ها بازي مي كنند و همان ملودي ساده را به عنوان پي رنگ كار بالا و پايين مي كنند. اگر بخواهم به صورت تخصصي با زبان علم موسيقي براي مخاطبان خاص روزنامه ي “پيام ما “كه علاقه مند به هنر موسيقي هستند؛ توضيح دهم بايد بگويم آن ها حتي سعي مي كنند به نت ما قبل تونيك (نت محسوس) نزديك نشوند و نغمه را مجبورند تمام كنند؛ آن ها اغلب بر روي هارمونيزه كردن قطعاتشان مانور مي دهند. اما موسيقي كلاسيك ايراني و به خصوص موسيقي نواحي سرشار از نغمات ملوديك و فرودها و برگشت ها است؛ پس قاعدتا گوش انسان غربي نيز موسيقي ما را مي پسندد، چون اساسا موسيقي شرقي بازتر و گسترده تر است. به خاطر دارم كه در جشنواره اي به نام نعت آفتاب در تهران ، آقاي يوسف سليمي، هنرمند فاريابي،( مقامِ بالايي) را اجرا كرد پس از اجرا، پوروفسور ژان دورينگ، مستشرق و موسيقيدان بزرگ از من پرسيد كه اين شخص چه چيزي را خواند برايش توضيح دادم. ايشان تحليل علمي جالبي ارائه دادند و گفتند قرن ها پيش موسيقيداني ايراني الاصلي به نام زرياب به مراكش مي آيد و عين اين مقام را در آن جا ترويج مي دهد. البته پروفسور دورينگ سال ها تلاش كرده بود تا همگون اين مقام مراكشي را در موسيقي ايران پيدا كند و در اين جشنواره موفق به اتصال حلقه هاي موسيقي نواحي در دو نقطه از جهان شده بود ببيند موسيقي نواحي كرمان چقدر جذابيت دارد.
نظر شما درباره ي رشد سرسام آور و شكل گيري گروه هاي موسيقي متعدد با حضور جوانان در استان چيست و چرا دف؟
به هر تقدير رشد موسيقي در همه جاي ايران روند خجسته اي است. اكثر اين دوستان هنرجوهاي من يا برادرانم عماد و وداد بوده اند.
گاهي در بروشورهاي كارهاي اين عزيزان مي بينيم كه در شرح حال خود اسامي اساتيدي از تهران را مي نويسند اما اسم مرا نمي آورند كه البته اين موضوع ابدا اهميت ندارد. تنها دغدغه ي من اين است كه كاش هنرجوهاي ما از هم جدا نمي شدند. همه در گروه ارفع كار مي كردند . گروه ارفع از سال ۱۳۶۵ تاكنون يك ماه هم تعطيلي نداشته است. در مورد سئوال دوم شما هم بايد بگويم اقبال عمومي جوانان نسبت به دف كاملا طبيعي است. دف به تكامل شخصيت انسان كمك مي كند. سازي رها و انرژيك است . فوق العاده در تهيج و تخليه شور جوانان نقش دارد. اگر بقيه سازها به لحاظ فرم صدايي، ناله هستند، دف بي شك فرياد است. تنها نكته اي كه به عنوان كلام آخر مي خواستم تاكيد كنم همين بود كه من توقع خاصي از كسي ندارم! اما هنوز هم قلبا به اساتيدي كه داشته ام احترام مي گذارم ؛ كاش ديگران هم چنين كنند.
مجموعه : روزنوشت | ۶ نظر »
یکشنبه ۱ آذر , ۱۳۸۸
پروانه اگر باشد و پر داشته باشد
مانند حسینی است که سر داشته باشد
غم مثل درختی است که در باغچه ی دل
بر گرده ی خود زخم تبر داشته باشد
سخت است در این خانه ی بی پنجره باشی
وقتی دل تو شوق سفر داشته باشد
امروز بکوبید و برقصید و بخندید
شاید که بر این بغض اثر داشته باشد
در پیش تو ای ماه تر از ماه تر از ماه
سیاره که باشد که قمر داشته باشد
برگرد تو ای حسرت یغما شده برگرد
تا کی دل من چشم به در داشته باشد
تا روز ابد بی خبر و عاشق و مست است
از دلبر ما هر که خبر داشته باشد
فواد توحيدي
مجموعه : روزنوشت | ۱۵ نظر »
شنبه ۹ آبان , ۱۳۸۸
من را درون خاطره ها پیر کرده ای
دل را به پای فاصله زنجیر کرده ای
رودی، که تا به ساحل غم می بری مرا
عشقی، که لای سینه ی من گیر کرده ای
خود را نشانده ای به بلندای اختیار
من را سوار شانه ی تقدیر کرده ای
بی تاب رفتنی، ولی ای نازنین من
فکری برای این دل بی پیر کرده ای؟
دیدم درون خون خودم غلت می زنم
خواب مرا چه خوب تو تعبیر کرده ای
هر کس که می رسد به دلم پنجه می کشد
خرگوش های غائله را شیر کرده ای
آرش کمان کشیدنت این بار دیدنی است
خود را سوار غربت یک تیر کرده ای
من تازه مرده ام به گمانم دو ساعت است
امشب برای دیدن من دیر کرده ای
فواد توحيدي
مجموعه : روزنوشت | ۱۸ نظر »
شنبه ۲ آبان , ۱۳۸۸
جبری درون ثانیه ها تیک می کند
وقتی زمان به عقربه شلیک می کند
دل را به خشت حادثه، له می کند قضا
گشنیز حکم بودن یک پیک می کند
هندو به چاکرای خودش فکر می کند
خورشید را مراقبه تاریک می کند
صوفی مرید می طلبد از خدای خود
قدیس را به سفسطه لائیک می کند
فرمانروای عالم و آدم سیاست است
مذهب کلاه بر سر یک سیک می کند
وقتی تفنگ آمد و شلیک کرد و رفت
تنها زمان به عقربه ها تیک می کند
فواد توحیدی
مجموعه : روزنوشت | ۴ نظر »